آشنایی با مراحل تكاملی رشد در كودكان تا پایان سه سالگی
آیا كودك من طبیعی است؟ ( قسمت سوم )

یك سالگی
- كودك می تواند هنگامی كه روی شكم خوابیده سرش را بلند كند. ( در حدود سه ماهگی)- كودك می تواند دو دستش را به هم نزدیك كند. ( در چهار ماهگی)
- به پهلو می غلتد. ( در حدود 5 ماهگی)
- زمانی كه در وضعیت نشسته قرار دارد، می تواند سر خود را در امتداد بدن نگه دارد. ( در حدود 6 ماهگی)
- می تواند به دو طرف بغلتد. ( در حدود 7 ماهگی)
- می تواند بدون كمك بنشیند. (در حدود 8 ماهگی)
- كودك می تواند بدون كمك و به تنهایی بیسكویت بخورد. ( در حدود 8 ماهگی)
- كودك می تواند شیئی را از یك دست خود به دست دیگر بدهد. (در 8 ماهگی)
- كودك می تواند از وضعیت خوابیده روی شكم، به وضعیت نشسته، تغییر حالت دهد. (در 8 ماهگی)
- كودك می تواند با كمك دیگران یا اشیاء ، بایستد. (در 10 ماهگی)
- كودك می تواند از حالت نشسته به حالت ایستاده تغییر وضعیت بدهد. (در 10 ماهگی)

دو سالگی
- كودك می تواند روی پاهای خود بایستد ، راه برود و بدود .- كودك می تواند با كمك یك بند، اسباب بازی خود را بكشد.
- كودك می تواند از كاناپه بالا برود و از پنجره به بیرون نگاه كند و دوباره به پایین بیاید.
- می تواند از پله ها بالا برود ، در حالی كه با دو پا روی هر پله می ایستد.
- كودك می تواند با كمك شش قطعه مكعب برج بسازد.
- كودك با كمك سه قطعه مكعب، قطار ساخته و وانمود می كند كه آن را حركت می دهد.
- كودك می تواند یك تا چهار مهره ی بزرگ را بند كند.
- راست دست بودن یا چپ دست بودن كودك مشخص می شود.
- می تواند با همه ی انگشتانش مداد شمعی را در دست بگیرد.
- كودك می تواند كشیدن دایره یا نقطه را از بزرگترها بیاموزد و تقلید كند.
- كودك می تواند از روی خطوط موّرب یا افقی كپی كند.
- كودك می تواند با قاشق غذا بخورد.
- كودك می تواند با كمك بزرگترها لباس بپوشد.

سه سالگی
- كودك می تواند با دو پا بپرد. ( پرش جفت پا)- كودك می تواند با پا به یك توپ ثابت ضربه بزند.
- كودك می تواند سه چرخه براند.
- می تواند با استفاده از قیچی، شكل های كاغذی را ببرد.
- می تواند پنج تا شش قطعه پازل را در كنار یكدیگر قرار دهد.
- كودك می تواند با كمك سه انگشت خود، مداد شمعی را نگه دارد.
- می تواند تصویر یك دایره را كپی كند و از روی آن بكشد.
- می تواند با تقلید از بزرگترها، مربع بكشد.
- می تواند تصویر یك انسانی را بـِكـِشد كه سَر دارد.
- كودك می تواند با قاشق و چنگال غذا بخورد. (البته ممكن است كمی از غذا را بریزد).
توجه:
- اگر كودك شما هیچ یك از این كارها را در سن مخصوص به آن انجام نمی دهد، جای نگرانی نیست. كودكان از راه های گوناگونی تكامل پیدا می كنند.- اگر كودك شما تعدادی از مهارت های مذكور را با دشواری انجام می دهد، بهتر است كه با پزشك متخصص مشورت كنید.
`
آریوبرزن کیست؟(سردار ایران)
ریوبَرزَن (در زبان یونانی Aριoβαρζάνης) نام سردار ایرانی و اصالتا لر بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته میشود که به معنی ایرانی باشکوه است.
جای و چگونگی نبرد
نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر میآید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایتها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر میتواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته میشود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت میکشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته میشود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.
بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.
مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه میداد.
نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقهٔ سپاه دشمن را بشکافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریوبرزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند. در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول امده که در آخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی آریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم))واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس".

مقایسهٔ آریوبرزن با همتای یونانی
نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشا در جنگ ترموپیل رخ داد که آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعهٔ تاریخی بسیار همانند یکدیگرند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و ایستادگی آریوبرزن در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریوبرزن جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.از شباهتهای مرگ لئو نیداس با آریوبرزن این است که هر دو در راه محافظت از یک معبر مردند و لئونیداس نیز مانند آریوبرزن حاضر به تسلیم نشدو خشایار شا دستور داده بود او را آن قدر با تیر و نیزه زدند تا از پا در آمد.و به دلیل همین شباهت در از خودگذشتگی او و آریوبرزن بود که اسکندر دستور داده بود روی قبر آریوبرزن بنویسند به "یاد لئو نیداس".
منبع:دانشنامه ویکی پدیا
دوست داشتن برتر از عشق است
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع میكند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج میگیرد
عشق در غالب دلها، در شكلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روحها بر خلاف غریزهها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد میتوان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میكند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست
برگرفته از کتاب کویر دکتر شریعتی