خطاهای دهگانه همسران جوان

 
 ‌زوج‌هاي جوان شباهت زيادي به دانشجوهاي سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول ‌يادگيري خم وچم زندگي مشترك‌ هستند. آگاهي از اشتباهات معمول در اوايل ازدواج مي‌تواند كمك ‌كند كه مانع بروز مجدد آنها شويم. در پيچ و خم دلدادگي و حـرف‌هاي نگفته جواني، واقعيت‌هاي يك عمر ‌زندگي دركنار يكديگر، تجربه حوادث تلخ و شيرين و مهارت‌هاي لازم براي شناخت و تجزيه و تحليل ‌مشكلات زندگي فراموش مي‌شود. يادآوري چند نكته به همه ما كمك مي‌كند تا مسافتي دورتر از ‌شروع زندگي مشترك و روياپردازي‌هاي عاشقانه را مشاهده كنيم.

1- فكر نكردن به فرداي ازدواج: بعضي از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج مي‌شوند كه نمي‌دانند درگير چه ‌مسائلي شده‌اند. شما متاهل شده‌ايد. جشن ازدواج شايد سرگرم كننده باشد اما فقط يك روز است. اكنون ‌شما ناچاريد با يكديگر زندگي كنيد، با هم كنار بياييد و تشكيل خانواده دهيد. از برنامه‌هاي جشن و ‌بازتاب آن، از تماشاي فيلم عروسي تا تجديد خاطرات با دوستان لذت ببريد، اما تمام مدت، تصوير بزرگ‌تري را ‌در ذهن داشته باشيد.‌

2- تلاش براي عوض كردن خُلقيات همسر: ‌ به احتمال قوي، شما به اين دليل با همسر خود ازدواج كرده‌ايد كه عاشقش بوده‌ايد. اگر اين طور باشد، هيچ ‌دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد. بدون شك، افراد بالغ به طرز چشمگيري تغيير نمي‌كنند. پس بهترين ‌اطمينان شما اين است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هايي كه ‌با ديگران دارد، دوست بداريد. تلاش براي عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جريحه‌دار كرده و ‌زندگي مشترك شما را خراب مي‌كند.‌

3- رابطه بد با خانواده همسر: ‌ اگر تا اين لحظه به رابطه شما با خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر كاري بزنيد تا رابطه خود با خانواده همسرتان را ‌بهبود ببخشيد. اولين نفري باشيد كه صلح را برقرار مي‌كند، زيرا هنگام دعواي شما با خانواده همسرتان، ‌تنها كسي كه آزرده خاطر مي‌شود، همسرتان است كه احساس مي‌كند بين شما گير افتاده است.‌

4- مشاجره به‌جاي گفتگو: ‌پرخاشگري و فرياد زدن وجيغ كشيدن در حل مشكل يا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكي نمي‌كند. ‌گفتگوي آرام و منطقي، شما را به پيش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانيد خود را كنترل ‌كنيد، زندگي تان را به مخاطره مي‌اندازيد. پس هر كاري را كه شامل اين موارد است از استراحت در ميانه ‌بحث تا طلب كمك به وسيله روش‌هاي درماني انجام دهيد.‌

5- كوتاه بودن افق ديد: ‌ هيچ‌كس دوست ندارد درباره مسائل سنگيني مثل كنترل مسائل مالي، راه‌هاي ممكن در صورت بچه‌دار ‌نشدن و نحوه آمادگي براي اتفاقات پيش‌بيني نشده‌اي مثل مرگ، بحث كند. با اين حال اكنون كه متاهل ‌شده‌ايد چاره‌اي جز صحبت درباره اين موضوعات نداريد. ازدواج شما به اين مسائل وابسته است. عاقل ‌باشيد و در مورد تمامي اين مسائل با همسر خود صحبت كنيد و درصورت لزوم با ديگران مشاوره داشته ‌باشيد اما آن را ناديده نگيريد. زندگي، تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست. درخود توانايي پذيرش ‌مشكلات بزرگ‌تر را داشته باشيد.‌

6- دعواهاي بيهوده:‌ هر انسان متاهلي با همسر خود بر سر مسائلي بحث مي‌كند، از باز گذاشتن سر خميردندان تا آويزان كردن ‌لباس روي دستگيره در كه در نظر ديگران بي معني است. بحث‌هاي خود را براي مسائل مهم‌تري نگه داريد. ‌اين دلخوري‌ها را به حال خود بگذاريد. به راستي اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌هاي كثيف روي ‌زمين است، بايد خودتان را خوش‌شانس بدانيد.‌

7- حسادت: ‌ همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به ‌همسرتان مي‌شود كه تصور مي‌كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با ‌حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين كار مي‌تواند سمي در رابطه شما با همسرتان باشد.‌

8- زندگي كردن مانند مجردها: ‌ اكنون زمان آن رسيده كه بزرگ شويد. گردش شبانه رفتن با دوستان، زماني اشكال نداشت كه مجرد ‌بوديد و هيچ كس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان يك فرد متاهل، انجام بعضي كارها شايسته نيست. ‌شما مي‌دانيد درست و غلط چيست، پس كار درست را انجام دهيد.‌

9- غرور در زندگي مشترك: ‌ زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و ‌محبت همسر خود را انكار مي‌كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشترك‌شان انجام نمي‌دهد. او اجازه ‌مي‌دهد غرور و روش‌هاي حل مشكلات و عشق و علاقه او، به همسرش راه پيدا كند و رابطه آنها به نتيجه ‌برسد. بايد ملايم‌تر باشيد و راهي پيدا كنيد كه مسئوليت اعمال خود را به گردن بگيريد.‌

10- با هم نبودن: ‌ بايد مانند يك گل از زندگي مشترك خود مراقبت كنيد. گل، بدون آب، نور خورشيد و مراقبت هرگز رشد ‌نخواهد كرد. بنابراين، بايد برنامه‌ريزي كنيد تا مدت زمان بيشتري را در كنار همسر خود باشيد.


نكاتي كه لازم است مردها بدانند

1-‌ طوري رفتار كنيد كه زن بداند وجودش حتماً لازم است، زيرا اگر اين كار را نكنيد افكارش او را به‌جايي ‌مي‌كشاند كه فكر مي‌كند وجودش غير ضروري است و شما وي را با چهارچوب دَر يكي مي‌بينيد. زن‌ها دوست ‌ندارند با ريسكي كه مي‌كنند زندگي‌شان از هم بپاشد و تنها مردان هستند كه اين اطمينان را در آنها به وجود ‌مي‌آورند.‌2-‌ اجازه بدهيد كه زن‌ها استقلال‌شان را حفظ كرده تا بتوانند از ايده هايشان استفاده كنند. باور كنيد شما بايد ‌اين اطمينان را به آنها بدهيد.‌ 3-‌ فكر نكنيد نظر يك زن نمي‌تواند چاره‌ساز باشد، اين افكار قديمي را دور بريزند. نظر او را بپذيريد و به آن فكر كنيد.‌4-‌ آقايان! لطف كنيد بدانيد زن‌ها اگر موفقيتي به‌دست مي‌آورند سريعاً آن را با شما تقسيم مي‌كنند. پس ‌نگران نباشيد.‌ 5-‌ او را تنها نگذاريد. به زن خود اطمينان بدهيد حتي اگر مي‌خواهد كره زمين را هم منفجر كند شما با او ‌خواهيد بود. بگذاريد امتحان كند. 6-‌ آقايان! بدانيد اگر بتوانيد ترس عدم موفقيت را در همسرتان از بين ببريد بهترين همسر ‌دنيا مي‌شويد، باور كنيد چيزي جز قدرشناسي به دست نمي‌آوريد.‌7-‌ آقايان!در صورت شكست همسرتان به وي آرامش بدهيد نه اينكه پتكي بشويد و بر سرش فرود بيائيد‌. همان‌طور كه در موفقيت هايش صورتحساب جلويش مي‌گذاريد در شكست‌هايش هم بفرماييد حساب ‌كنيد.8-‌ افكارتان را تحميل نكنيد. واقعاً دليلي ندارد چون شما مرد هستيد نظرتان قابل اجرا باشد.‌ 9-‌ بدانيد قدرت و اعتماد به نفس مرد به علاوه سنجش و دورنگري زن، اعتدال در زندگي مشترك را تضمين ‌مي‌كند. 

ازدواج نکنید

اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود، مسووليت كاري را به عهده نمي‌گيريد يا كوتاهي مي‌كنيد.

2)‌ اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (كه به نظر شما غيرمنطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي‌كننده نداريد و نتوانسته‌ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نماييد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)

3) اگر در زندگي، مدام شغل خود را عوض كرده‌ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده‌ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترك تحصيل كرده‌ايد، علائق خود را نيمه‌كاره رها كرده‌ايد و ثبات فكري، احساسي و رفتاري نداريد.

4) اگر تصور مي‌كنيد، افكار، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي‌دهيد. (خطاي شناختي)

5) اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ‌گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)

6) اگر در پي كسب لذت و علايق خود، كارها و مسووليت‌هايتان بر دوش ديگران قرار مي‌گيرد.

7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران در حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي‌گيريد و قادر به درك افكار، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان‌بيني)

8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي‌بينيد. (عدم خودآگاهي)

9) اگر تاكنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتارهاي شما ايجاد نشده است.

10) اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده پدري مي‌شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه‌هاي زندگي‌تان تاثير مي‌گذارد و در هم تنيده مي‌گردد.

11) اگر اصلا قادر به تغيير برنامه‌هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد (حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب، خشك و غيرقابل انعطاف هستيد. (عدم انعطاف‌پذيري لازم)

12) اگر قادر به درك احساسات، رفتار و افكار خانواده، دوستان و همكارانتان كه متفاوت از شما عمل مي‌كنند، نمي‌باشيد. (عدم آگاهي اجتماعي)

13) اگر بيشتر به جاي گوش‌كردن، صحبت مي‌كنيد و بيشتر از آن‌كه سعي كنيد ديگران را بفهميد، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)

14) اگر بسيار هيجاني هستيد و تنها هيجانات، شما را به سويي مي‌كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته‌هايتان نيستيد.

15) اگر براي رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه‌اي نداريد و مرتب نسبت به ديگران عكس‌العمل نشان مي‌دهيد.

16) اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما نسبت به مسائل بي‌تفاوتي است. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)

17) اگر در آينه نگاه ديگران، ‌شما فردي غرغرو، سرزنشگر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه‌گير، پرخاشگر خودخواده، گوشت تلخ، غمگين به نظر مي‌آييد. (اختلال شخصيت)

18) اگر فكر مي‌كنيد از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين، فقط و فقط يك شخص مناسب شما است و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي‌معنا شده و بايد بميريد و تا آخر عمر مجرد بمانيد.

19) اگر بدون اين‌كه خود را دقيقا ارزيابي كنيد و بشناسيد، دنبال همسر مناسب مي‌گرديد. (عدم شناخت خود)

20) اگر وضعيت فعلي‌تان راضي‌كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت، اقدام به ازدواج مي‌كنيد. (مشكل در شيوه حل مساله)

دعوای والدین

اينكه   پدر و مادر ها ، گاهي اوقات با هم مخا لفت و گاهي هم بحث  مي كنند ، يك مساله عادي است . آنها ممكن است راجع به پول ، كار هاي خانه يا اينكه وقت شان را چطور با هم بگذرانند، مخالفت كنند . گاهي درباره ي مسائل مهم كه مربوط به خانواده است و البته خيلي وقت ها هم به خاطر مسائل كم اهميت مثل اينكه شام چي باشد يا كي به خريد برود ، ممكن است مخالفتي  پيش بيايد . كساني كه مدت زيادي با هم زندگي مي كنند به طور طبيعي ، گاهي با هم مخالفت يا بحث مي كنند .

بعضي وقت ها آنها با هم مخالفت مي كنند ولي  با آرامش با هم حرف مي زنند و هر دو به هم شانس شنيدن و گفتن را

 مي دهند. گاهي هم مخالفت شان را با دعوي و داد زدن به هم نشان مي دهند . بيشتر بچه ها از اين دعوا ها خيلي نگران مي شوند . صدا هاي بلند و كلمات نا مهربان اوليا باعث مي شود كه آنها احساس ترس يا غمگيني پيدا كنند . حتي وقتي كه اوليا با هم قهر مي كنند و اصلا حرف نمي زنند هم ،  مي تواند براي بچه ها   آزار دهنده باشد .

گاهي بچه ها فكر مي كنند كه در  دعوي اوليا  مقصر هستند ، مثلا وقت هايي كه به خاطر موضوعي كه به بچه ها مربوط ميشود. در اين موقع احساس گناه و تقصير در بچه ها ايجاد مي شود . اما اين مهم است كه بچه ها بدانند كه در رفتار هاي  اوليا شان  هيچ وقت مقصر نيستند . 

 

·                     معني دعوي اوليا چيست ؟

   بيشتر وقت ها، بچه ها به اين فكر مي كنند كه منظور پدر و مادر شان از دعوي چيست ؟ ممكن است با خودشان فكر كنند كه اولياي آنها همديگر را دوست ندارند و حتي ممكن است كه فكر كنند كه معني دعوي آنها اين است كه مي خواهند همديگر را طلاق بدهند . اما دعوي پدر و مادر ها معمولا اين معاني را ندارد . اين مهم است كه بچه ها بدانند كه بزرگتر ها هم گاهي درست مثل خود بچه ها ،  با هم دعوي مي كنند و در موقع دعوي ممكن است كه حرف هايي زده شود كه واقعا" منظور آنها نباشد . بعضي روز ها بزرگتر ها خسته و كم حوصله مي شوند و شايد از دست كسي عصباني باشند ، اين وقت ها ممكن است در خانه بحث و دلخوري و يا شايد دعوي پيش بيايد . 

 

·                     احساس بچه ها در موقع دعوي پدر و مادر ها چيست؟

شنيدن صداي بلند يا كلمات نا مهربان از اوليا ، معمولا بچه ها را غمگين مي كند . ديدن ناراحتي و غمگيني اوليا و اينكه نمي توانند عصبانيت خودشان را كنترل كنند ، باعث مي شود بچه ها بترسند يا احساس تنهايي كنند . موقع دعوي ، بچه ها ممكن است بيشتر نگران يكي از اوليا باشند كه بيشتر غمگين شده يا حتي بيشتر سرش فرياد كشيده شده است . يا ممكن است يكي از اوليا ،آنقدر خشمگين شده باشد كه احساس خطر پيش بيايد . گاهي هم اولياي عصباني با فرزندشان هم ، عصباني ميشوند . بعضي اوقات ، بچه ها از دعوي بزرگتر ها دل درد مي گيرند يا گريه مي كنند . يا خوابشان نمي برد يا مدرسه رفتن برايشان سخت مي شود . يكي از كار هاي مهم اين است كه اين احساس را با خود اوليا در ميا ن بگذارند تا آنها به كمك بچه ها بيايند . شايد بزرگتر ها اصلا حواسشان نباشد كه بچه ها ترسيده اند و يا  به آنها علت بحث را توضيح  بدهند و احساس منفي بچه ها را بر طرف كنند . 

 

·                     وقتي دعوي بزرگتر ها زياد طول بكشد يا زياد تكرار بشود ، چه كار بايد كرد؟

هر چند كه گاهي پدر و مادر ها ممكن است با هم مخالفت كنند ولي اينكه سر هم داد وفرياد كنند يا حرف هاي خيلي نامهربان بگويند و خلاصه به همديگر بي احترامي كنند ، اصلا كار درستي نيست . گاهي اوقات ،  دعوي بزرگتر ها ممكن است با خشونت و هل دادن يا شكستن چيزهاي مختلف يا خداي ناكرده، زدن همديگر همراه بشود ، كه اين كارها هم ،هرگز و به هيچ وجه كار هاي درستي نيست . در اين وقت ها ، اوليا احتياج دارند كه كسي به آنها بياموزد كه چطور عصبانيت شان را كنترل كنند ! شايد بچه ها با يكي از بزرگتر هايي كه به او اعتماد دارند مثل عمو ،پدر بزرگ يا معلم ، راجع به اينكه در خانه دعوي هاي زياد يا خطر ناك ، اتفاق مي افتد  و اينكه ممكن است كسي آسيب ببيند ، صحبت كنند و از او بخواهند به خانواده ي آنها كمك كند . كساني هم مثل دكتر ها مي توانند به خانواده ها كمك كنند تا راه هاي بهتر زندگي كردن و مخالفت بدون خشونت و توهين را اوليا بياموزند . هرچند كه اين كار نياز به زمان و  تمرين  دارد ، ولي اعضاي خانواده را به زندگي آرامتري نزديك مي كند . 

 

·                     اينكه اوليا گاهي با هم مخالفت كنند ، اشكالي ندارد؟

مخالفت ، به شرط آنكه آبرومندانه باشد ، به افراد كمك مي كند تا احساسات خود را به هم بگويند و جلوي پر شدن و منفجر شدن را مي گيرد . مهم است كه اعضاي خانواده بتوانند با هم در باره ي احساس خود گفتگو نمايند ، حتي موقع مخالفت . كا ر خوبي كه مخالفت براي آدم ها مي كند اين است كه معمولا باعث مي شو د كه يكديگر را بهتر درك كنند و احساس نزديكي بيشتري پيدا كنند .

اوليا هم درست مثل بچه ها مخالفت مي كنند و بعد با هم آشتي ميكنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبي خواهند داشت . هيچ خانواده اي بدون اشكال نيست و بالاخره يك نقصي پيش مي آيد . حتي در خوشحال ترين خانه ها هم ، مساله وجود دارد و بزرگتر ها گاهي با هم بحث مي كنند . معمولا ، همه اعضاي خانواده كمك مي كنند تا زندگي براي بقيه ، شيرين تر بشود . پس ، مخالفت ، قسمتي از يك زندگي است و با كمك محبت و فهميدن همديگر ، خانواده مي تواند بيشتر مشكلات را بر طرف كند . 

روشهای صحیح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

 

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

 

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

 

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

 

شش روش مطالعه :

 

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

 

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

 

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

 

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

 

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

 

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

 

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

 

شرايط مطالعه

 

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

 

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

 

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

 

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

 

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

 

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري نمائيد

ترس از تاریکی

برخی کودکان قادر نيستند در تاريکی بخوابند

 

وحشت برخی کودکان از تاريکی، برخلاف تصور بعضی از والدين که آن را تلاش کودک برای جلب توجه می دانند، می تواند ناشی از شب کوری باشد.

پژوهشگران می گويند که اين ناراحتی نادر و تشخيص طبی آن دشوار است.

چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهی به تاريکی عادت می کند، اما چشم برخی از کودکان، که ظاهرا از هيچ گونه ضعف بينايی رنج نمی برند و در محيط پرنور به خوبی می بينند، به تاريکی عادت نمی کند.

ترس از سايه

پژوهشگران بيمارستان عمومی "گارتناول" در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتايج تحقيقات خود در "نشريه پزشکی بريتانيا" يکی از دو نوع ناراحتی مادرزادی شب کوری را تشريح کرده اند.

والدين يک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بی وقفه از نابينايی در تاريکی شکايت می کند.

او به سختی به خواب می رفت و در تاريکی قادر به حرکت از يک اتاق تاريک به اتاق تاريک ديگر نبود، در حالی که می توانست به سوی محيط روشن حرکت کند.

پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بينايی مبتلا است نزد پزشک بردند.

مورد دوم به يک دختربچه دو ساله مربوط می شد که علاوه بر مشکل بينايی در تاريکی دائم به اشيا برخورد می کرد و زمين می خورد.

اين دختر بچه نيمه شب درحال گريه از خواب برمی خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمی رفت و شديدا وحشتزده می شد. او همچنين از سايه می ترسيد.

پزشکان دريافتند که در خانواده اين کودک، مشکلات بينايی از جمله شب کوری سابقه دار است.

به اين کودک چراغ قوه ای داده شد تا در تاريکی با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد.

به نظر می رسد به اين ترتيب وحشت او از شب برطرف شده باشد.

گروه پژوهشگران که سرپرستی آن را "گوردون داتون"، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت: "نابينايی شبانه در کودکان می تواند باعث وحشت عميق از تاريکی شود."

وی افزود: "تشخيص اين ناراحتی و اختيار دادن به کودک برای کنترل نور محيط می تواند زندگی خانوادگی را متحول کند

 

ناخن جویدن

 

توصیه های برای کنترل استرس

استرس مي‌تواند تاثيرات مهمي روي سلامت جسم و روان و احساسات افراد داشته باشد و به همين خاطر كنترل آن مهارت مهمي به شمار مي آيد.

متخصصان كلينيك كليولند براي افزودن به مهارت كنترل استرس و كمك به افراد در زندگي پرتنش امروزي چندين توصيه كارآمد ارائه كرده اند كه در پي مي‌آيد.

اين متخصصان تاكيد مي كنند كه سيگار و الكل را ترك كنيد و به يك رژيم غذايي سالم روي بياوريد.

بيش از توان خود كاري را به عهده نگيريد و از "نه" گفتن به ديگران نترسيد مهم نيست چه كسي از شما تقاضا مي‌كند اگر نمي‌توانيد كار او را انجام دهيد مودبانه تقاضاي او را رد كنيد.

نكته سوم اين كه ورزش يكي از مهمترين ابزار تسكين دهنده و كاهش دهنده استرس است كه به شما كمك مي كند احساس بهتري داشته باشد.

به علاوه تكنيك‌هاي روزانه آرام سازي يا به اصطلاح ريلكسيشن را نيز تمرين كنيد.

زندگي خود را سازماندهي كرده و روي آن كنترل داشته باشيد. چيزهايي را كه از كنترل شما خارج هستند شناسايي كرده و فقط كارهاي را كه در توانتان است انجام دهيد. سعي كنيد عواملي را كه در شما باعث بروز استرس مي شوند شناسايي كرده و به حداقل برسانيد. واقع بين باشيد و بپذيريد كه نبايد همه كارها را انجام دهيد بلكه در عوض كارهايي را كه خوب انجام مي دهيد به ياد بياوريد تا آرامش بيابيد.