دلايل اصلي مشاجرات تكراري بين زوجها
همشهري آنلاين
اگر شما و همسرتان بيشترين وقت خود را به مشاجره و جدل ميگذرانيد، شايد بهتر باشد نگاه دقيقتري به علت و دليل اين برخوردها داشتهباشيد.
در اين مقاله پائولا هال(Paula Hall) روانپزشك، دلايل اصلي مشاجرات تكراري را بررسي ميكند.
برخوردهاي عمومي و تكراري:
پول، كار، روابط زناشويي، بچهها، و كار در خانه، مواردي هستند كه معمولاً بين زوجها به صورتي ناهنجار، مشاجره برانگيزند.
بيشترين برخوردها به دليل اختلاف نظر نسبت به مسائل پيش ميآيد. ولي با قدري صبر و خويشتنداري، و با بهكارگيري مهارتهاي مهمارتباطي، شما قادر خواهيد بود براي دستيابي به توافق، به جاي جدل گفتگو كنيد.
اگر شما مواردي كه در گذشته پيش ميآمد و دوباره تكرار ميشود و گسترش مييابد را پيدا كنيد، متوجه ميشويد وقتي يك جريان حل ميشود، بهزودي در واقع بذر مورد ديگري كاشته و آبياري ميشود، و بيشتر از آنچه به چشم ميآيد رشد ميكند.
جريانهاي حل نشده:
گاهي اوقات مردم به اين نكته ميرسند كه با اختلافاتي روبهرو هستند كه بيشتر، آنها را با گذشته درگير ميكند تا با حال. احساس عدم پذيرش از سوي ديگران، يا احساس مورد خيانت واقع شدن، در دوران كودكي ميتواند ديدگاهها و احساساتي را در فرد ايجاد كند كه باعث فشار ناخودآگاه همسران به يكديگر، بي هيچ نوع واقعگرايي ميشود.
براي مثال همسري كه پدر و مادرش او را به صورت ناگهاني در دوران كودكي ترك كردهاند، ممكن است خود را در يك سفر شتابزده سودمدارانه بيابد كه در واقع در آن هيچ چشمانداز روشن، قابل اطمينان و ارزشمندي از آينده متصور نيست.
يا همسري كه معمولاً بهعنوان يك مجازات باغباني ميكند، مثل بچهاي است كه وقتي ميخواهد علفهاي باغ را بچيند، بدون دليل عصباني ميشود.
موضوعات حساس:
اگر موضوعات مهم اختلافبرانگيزي در روابط شما و همسرتان وجود دارد كه معمولاً به طوفان منجر ميشود، شما بايد ديدگاه خودتان درباره اين موضوعات و اينكه آنها چرا و چطور منجر به معضل ميشوند را بيشتر توضيح دهيد. اگر اين كار را نكنيد، اين اتفاقات در آينده ميتوانند تبديل به بمب شوند.
اين موضوعات مهم شامل مواردي مثل فراموش كردن روز تولد، يا زماني ميشود كه شما احساس كردهايد همسرتان به شما توجه و تعلق ندارد.
اغلب اين موارد نمايانگر سلسله برخوردهايياست كه باعث سلب اعتماد شما از همسرتان شدهاست. مانند يك مورد توجه خاص او به ديگري، و يا زماني كه صميمت و روابط عاطفي او با شما به طور جدي مخدوش ميشود.
درست است كه شما بايد مشكلات قديمي را در روابط خود زياد مطرح نكنيد، و از طرح آنها چشپوشي كنيد اما بايد در طرف مقابلتان هم، اطمينان بهوجود آوريد كه اين مشكلات واقعاً از بين رفتهاند.
جدل براي نيازهاي عميقتر:
زوجها معمولاً از موضوعاتي مانند پول، روابط زناشويي يا كار در خانه، براي برخورد و جدل در مورد نيازهاي عميقترشان، در ارتباطات خود استفاده ميكنند. براي مثال، معمولاً بحث و جدل از سوي كسي بالا ميگيرد كه بايد در جاي مشخصي، مسئوليتي را بپذيرد و در اين موقعيت قدرتي بهدست آوردهاست.
در اينباره ميتوان به موارد اختلافبرانگيزي اشاره كرد كه مربوط به كار خانه ميشود. در اين موارد عموماً نيازهاي بيپايان همسر براي كسب احترام و ارزش مورد توجه قرار نميگيرد.
معمولاً بحث و جدلها درباره اين است كه چگونه بايد روابط زناشويي داشت، در مورد احساس دوستداشتهشدن، و مورد توجه و مراقبت قرار داشتن و نيازهاي عميقتر براي ايجاد ارتباط عاطفياست.
هزينههاي گوناگون غيرآشكار:
براي برخي از زوجها بحث و جدل واقعاً ميتواند نقش مفيدي ايفا كند. شايد اين مقوله تنها در حالتي اتفاق افتد كه آنها بخشي از احساسهايشان را ابراز كردهاند. اين مسئله ممكناست همچنين باعث ايجاد هيجان در ارتباط زوجها شود و يا راهي براي كسب توجه باشد.
بحث و جدل ميتواند به دليل لذتي كه شكل دادن اين احساسات و برخورد توجهبرانگيز ايجاد ميكند و همچنين بهدليل راهي كه از اين طريق براي ابراز عشقتان به يكديگر هموار ميكنيد ارزشآفرين باشد.
بهخاطر بسپاريد در زيرسطح و رويه هر بحث و جدلي، اغلب يك جريان خيلي عميقتر كمين كردهاست كه معمولاً به سختي ديده شده و مورد تأمل و بررسي قرار ميگيرد. اين حالت را قطعاً شما در بحثهاتان تا زماني كه خود بخواهيد و اينگونه عمل كنيد، حفظ خواهيد كرد.
و اما سخن آخر:
اگر شما به روابط خود با همسرتان توجه خاص داريد و تلاش ميكنيد به جاي جدل، بيشتر با او گفتگو كنيد، يا براي همسرتان يك دوست مورد اعتماد باشيد، ميتوانيد با يك مشاور براي بهبود روابط خود صحبت كنيد. بنابراين بايد اطلاعات بيشتري در اينباره كسب كنيد تا امكان انتخاب بهتري براي شما فراهم آيد.
شما هم از ازدواج میترسید؟
انتظارات شخصی خودتان رانیز معین نمایید، میتوانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه كرده و با درك كامل تصمیم بگیرید كـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر.
با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در نـظر گـرفتن این امر كه افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـاشاید گـاهی 90 سالگی عمر میكنــند، ازدواج و تشكیـل زندگی مشترك یكی از مسائلی است كه اغلب افراد را به وحشـت میاندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان رانیز معین نمایید، میتوانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه كرده و با درك كامل تصمیم بگیرید كـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر.
مراحل:
1- ابتدا باید برای خودتان معین كنید كه دقیقاً از چه چیز میترسید.
بیشتر افراد از خود ازدواج نمیترسند، بلكه از حواشی و احتمال وجود شكست در آن وحشت دارند. احساس میكنید كه چه تغییری ممكن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی كه شما را در مقابل ازدواج كردن خلع سلاح میكند، در ذهن خود مجسم كنید.
2- ترسهایتان را مخاطب قرار دهید.
اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه كرده اند و تنها به این دلیل كه آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمیتوانید نتیجه بگیرید كه در زندگی مشتركتان موفق نمیشوید. اگر احساس میكنید كه ممكن است در نهایت كارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را كه میتوانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یك برگ كاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنههایی كه باعث ایجاد ترس در شما میشود را مجسم كنید و سپس به این مطلب فكر كنید كه برای بهبود اوضاع چه قدمی میتوانید بردارید.
3- مشورت بخواهید.
از هر كسی كه در زندگی مشترك خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرفهایشان به این نكته هم اشاره میكنند: "همیشه سعی میكنیم از رفتار بد كوچك یكدیگر چشم پوشی كنیم" ، اما توجه داشته باشید كه نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریك زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریكتان متوجه نیازهای شما میشود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا كنید.
4- تصمیم بگیرید كه آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میكنید و یا اینكه او فقط شما را انتخاب كرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین كاری مینمایند؟
شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلكه از ازدواج با این شخص بخصوص میترسید. یك نكته بدیع این است كه هیچ گاه به فكر كسی نباشید كه بتوانید با او زندگی كنید، بلكه دنبال كسی بگردید كه بدون او قادر به زنگی نباشید.
5- ببینید كه كدامیك از جنبههای ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار میباشد.
ممكن است كه شما با قبول تعهد نسبت به یكدیگر وارد رابطه شوید و رابطهتان بدون اینكه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا كند. دقت كنید كه در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریك زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب كه وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میكند، صادق باشید بهتر میتوانید معنا و مفهوم ازدواج را درك كرده و ببیند كه با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.
6- هیچ لزومی ندارد كه هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترك خود را در صلح و آرامش كامل سپری كنید.
شما یك انسان كامل نیستید و شریكتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با كسی هستید كه هر روز در زندگی خود فقط رنگین كمان و طلوع خورشید را مشاهده كنید، آنگاه هیچ گاه نمیتوانید ازدواج كنید چرا كه هیچ كس قادر به زندگی كردن با یك چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای كامل كردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج میكنند و زمانیكه مشاهده میكنند كه اوضاع كمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر كرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی میافتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده كنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.
7- برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.
پیش از ازدواج بنشینید و تكلیف خودتان را با خودتان معلوم كنید. آیا بچه میخواهید؟ چند تا؟ چه كسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما كار میكنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز میكنید؟ كجا زندگی خواهید كرد؟ چه كسی مسئول چه كاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون میرود، آیا خانم هم میتواند چنین كاری را انجام دهد؟
شاید مطرح كردن این سؤالات قدری مشكل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را كم نمیكند، و شما موظفید كه آنها را با كسی كه قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی كنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست كرده اید، دیگر نیازی نیست كه شرایط را برای خودتان سخت تر كنید.
در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی كرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یكدیگر نزدیك میسازد. نكات سه دلیل عمده طلاق را پول، روابط جنسی و فرزندان تشكیل میدهند.
پیش از مواجهه با این مشكلات ببینید كه آیا به اندازه كافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشتركاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریك زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشكلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید كه پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یكدیگر رابشناسید و مسائل مبهم كمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا میكند. مخالفت در هر رابطه ای كاملاً طبیعی است.
این امر یكی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف میتوانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی كه میتوانید به حرفهای طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور كنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظرهای شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید. دقت داشته باشید كه تمام ازدواجها موفق نیستند. نمیتوان اظهار كرد كه انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب كرد.
در نظر داشته باشید كه اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمیدهد كه فرد دیگری وارد زندگی مشتركتان شود، این احتمال وجود دارد كه تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی كه اهمیت دارد این است كه خودتان ترجیح میدهید چگونه زندگی كنید. سعی كنید حتماً پیش از تشكیل زندگی مشترك برای مشاورههای پیش از ازدواج به یك مشاور مراجعه كنید. اطلاعات و گفتگوی رك و پوست كنده زیر نظر یك شخص سوم حرفه ای، میتواند به شما كمك كند كه تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید.
در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فكر كنید و پیرامون آنها با شریك خود گفتگو كنید. به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فكر كنید. به این مطلب فكر كنید كه میتوانید با كسی كه دوستش میدارید زندگی كنید. ببینید كه چقدر خوش شانس هستید كه حق ازدواج كردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند كه چنین حقی از آنها سلب شده است.
به آثار فعالیتهای جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فكر كنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این كار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان كاسته میشود.
این اصل كه رابطه جنسی در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوجها كمك میكند كه نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس كنند كه برای یكدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند.
این امر به شما كمك میكند كه ارزشهای موجود در رابطه را بهتر دریافت كنید و ترسهای خارجی را به كمترین میزان خود كاهش دهید. توجه اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این كار ممكن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است كه رابطهتان بعدها كه ازدواج كردید به هم بخورد... هر كاری كه میكنید، هیچ گاه زمانیكه احساس میكنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این كار را انجام دهید، وارد زندگی مشترك نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما میشود.
مواد غدایی مفید برای انواع دردهابا توجه نوع بیماری!
زناشویی در زمان حاملگی
ده نکته برای شادی بین دو شریک زندگی
چگونه باید زن را برای برقراری معاشرت آماده ساخت ؟
7 باورغلط مردها درباره ی زنها
رابطه جنسی در دو سال اول دوستی دختر و پسر
همسران بخوانند: چرا نمی توانید در زندگی خوشبخت و عاشق بمانید
آماری جالب و جدید از روابط جنسی نوجوانان و جوانان ایرانی!
با رعایت این 11 مورد ساده خوشبخت ترین زوج روی زمین باشید!
ساخت اسپری عشق برای جلوگیری از انزال زودرس مردان
گردآوری: سایت تفریحی فرغون دات کام
چگونه خاطره هاي بد را از ياد ببريم
در تحقيقي که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد ميتوانند توانايي سرکوب خاطرات احسـاسي را در خـود ايجاد کنند. ايـن تحقـيق فـعاليـت مـغز را در افراد تحـت آزمـايش کـه براي سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاوير منـفي تعليم ديده بودند، مـي سنجـيد و دو مکـانيـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ايـن تحقـيـق مـي تـوانـد بـه
متخصصين بـالينـي کـمک کنـد روش هـاي درماني جديدي
براي آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نيستند و با بيماري هاي اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگي اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.
محقق اين تحقيق مي گويد، "ما در اين تحقيق نشان مي دهيم که افراد مي توانند با تمرين برخي خاطرات خود را در يک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور مي کنيم به مکانيزم هاي عصبي آن دست يافته ايم و اميدواريم که اين يافته هاي جديد و تحقيقات آتي، به رويکردهاي درماني-دارويي جديدي در درمان انواع مختلفي از اختلالات احساسي ختم شود."
"طي مرحله تمريني اين تحقيق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصوير را به ذهن بسپارند که هر جفت از يک صورت انساني و يک تصوير اخلال گر مثل يک تصادف اتومبيل، يک سرباز زخمي، يک صحنه قتل وحشيانه، يا صندلي الکتريکي ساخته شده بود."
بعد از به خاطر سپاري هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته مي شد به طريقي خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته مي شد. او مي گويد، "فقط تصاوير صورت هاي انساني به آنها نشان داده مي شد و اين خودشان بودند که مي توانستند تصميم بگيرند به تصوير اخلال گر فکر کنند يا نکنند."
"اسکن هاي مغزي گرفته شده طي اين تحقيق نشان دهنده هماهنگي سرکوب حافظه اي بود که در قشر جلويي مغز ايجاد مي شود. تيم تحقيق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلويي مغز، هيپوکامپ و آميگدالا، که در يادآوري هاي تصويري رمزگذازي حافظه و بازيابي، و بازده احساسي دخيل هستند، در کنار هم براي سرکوبي خاطرات کار مي کنند. اين نتايج نشان ميدهد که سرکوبي خاطرات، حداقل در افراد غير-روانپزشکي، تحت کنترل بخش جلويي مغز، اتفاق مي افتد."
اين تحقيق نشان داده است که شرکت کننده ها روي خاطرات احساسي خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن يک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً مي توانستند پروسه بازيابي برخي خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور مي کنند که سرکوب کردن خاطرات مي تواند يک ويژگي کاملاً مثبت باشد.
خاطرنشان مي کنند که، "مشخص نيست که يک خاطره احساسي بسيار آسيب زا مثل يک تصاوف شديد، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان مي دهد. مواردي هم وجود دارد که ممکن است فرد براي سرکوب کردن يک خاطره خاص، نياز به هزاران بار تمرين دارد."
"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سيگموند فرويد نيز روي آن کار کرده است، بحثي بسيار جدال انگيز است. امروزه بحث زيادي در اين مورد وجود دارد که آيا مي توان خاطرات سرکوفته را براي خاطرات خنثي شده استفاده کنيم يا نه."
"تصور مي کنم که مهمترين مسئله دراين زمينه اين است که افراد مکانيزم هاي عصبي مشخصي دارند که به دانشمندان اين امکان را مي دهد رويکردهاي درماني-دارويي جديدي براي آندسته از افراديکه از احتلالات احساسي رنج مي برند، کشف کنند."
مردمان
با دوستان حسود خود چگونه برخورد کنيم؟
مشخص ترين همکاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا که در هر تلاشي که مي کنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرک ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت مناسبي براي تحقير شما به خاطر شکست ها و اشتباهاتتان هستند.
من که خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شرکت برخورد داشته ام، در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا کنم: (1) خنثي کردن حسادت آنها، و (2) تلافي کردن کارهايشان.
(1) خنثي کردن حسادت دشمنان
آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا کاري کرده ايد که باعث شعله ور شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي کنيد و موفقيت هاي خودتان را به رخ مي کشيد؟
اينها سوالاتي است که بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد که خودتان اسباب تنفر ديگران را فراهم کنيد. اگر متوجه شديد که خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد.
اگر در گذشته بيش از حد متکبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي کنيد با دشمنانتان صلح برقرار کنيد. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري کنيد. اگر اينکار را به خاطر ترس از عکس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد که آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.
جلب احترام همکاران
آيا تا به حال سعي مي کرديد که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد که هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي کنيد از اين به بعد، همکاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب کنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر کارشکنان مقاومت کنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا کنيد، ممکن است آتش حسادت او نيز کم کم فروکش کند.
بر حسادت آنها پيشدستي کنيد
اگر بتوانيد همکار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي کنيد، خواهيد توانست بر حسادت او پيشدستي کنيد. هرجا که لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه که شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نکته اينجاست که بايد قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري کنيد.
همکارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق کنيد. سعي کنيد خودتان حسود نباشيد، چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و رفتارها و عملکردهاي منفي مشاهده مي کنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران داشته باشيد.
(2) تلافي کارهاي حسودان
اگر نتوانستيد حسادت همکارانتان را خنثي کنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل کار، واکنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همکارن حسود خود را براي بي اعتبار کردن خود نابود کنيد.
اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يکي از همکاران حسود آغاز شد، وظيفه ي شما اين است که کاري کنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نکنيد شما نيز کاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد داد. هميشه سعي کنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت کار کنيد، و سعي کنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب کنيد و تاکتيک هاي زير را به کار گيريد.
بين افراد رده بالاي شرکت، حامي پيدا کنيد
يکي از اولين کارهايي که براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است که به دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده بالاتر محل کارتان انتخاب کنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يکي از مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل کمتري به در افتادن با شما پيدا خواهند کرد.
به هيچ وجه سعي نکنيد خود را ضعيف و شکننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشکلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع کنيد.
از همه تخلفات آگاه باشيد
کليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي کنيد از آن واقعه مدرک جمع کنيد. حرفه اي عمل کنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار کرد، شما مثل او رفتار نکنيد. ممکن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط کند. اگر يک ايميل تند و زننده دريافت کرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل کنيد که هيج يک از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد که آن توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.
به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر کنند
نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد کنيد، اما نه کورکورانه. ممکن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي کند، بدون اينکه غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر کردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نکنيد، بخشنده و رئوف باشيد.
بهترين نتيجه را بگيريد!
برخورد با همکاران حسود موقعيت دشواري است که همه از آن فراري هستند. اما شما مي توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينکه مشکل ساز شود، همه چيز را به خوبي برطرف کنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد، شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي عمل کنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .
اختلاف سن مناسب برای عروس و دامادها
دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند
به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سالهای 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها "سن" است که از در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است
نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند
براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد. همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگیهای مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جداییها در مواردی اتفاق می افتد که این اشتراکات وجود ندارند
گردآوری: سایت تفریحی فرغون دات کام
چرا دختران ايرانی دير ازدواج می كنند؟

جامعه ايرانی با ورود به دنيای مدرن، تجربه نويی از جهان اجتماعی را گذرانده و حياتی تقريبا متفاوت با حيات سابق و نظم حاكم بر آن را طی میكند.
مروری بر ادبیات نظری و تجربی خارجی متعدد پیرامون افزایش سن ازدواج دختران دلالت بر آن دارد كه این افزایش عموما به خاطر تجربه مدرنیته و شاخصههای آن از طرف جامعه در سطح كلان و دختران در سطح خرد، ذاتی حركت توسعهای هر جامعهای است.
نوشتار حاضر با ارائه یافتههای یك تحقیق در سطح ملی، به این موضوع میپردازد كه چرا دختران ایرانی ازدواج خودشان را به تاخیر میاندازند.
این تحقیق با مقایسه برخی متغیرهای اساسی در بین 1291 نفر از دو گروه دختران متاهل (653نفر) و دختران مجرد (638نفر) 25تا44 ساله پنج استان تهران، مازندران، لرستان، خراسان رضوی و كردستان، به نتایجی دست یافته است كه شناخت آن در چرایی موضوع و دست یافتن به دادههای بهتر برای تحلیل موضوع به روشن شدن ابعاد ماجرا كمك می كند.
افزایش تحصیلات دختران ایرانی باعث استقلال فكری و آزادی هرچه بیشتر آنها از اطرافیان به خصوص والدین شده و در نتیجه كسب چنین آزادی و به عبارتی حركت از ازدواج ترتیب داده شده به ازدواج خودانتخابی، ازدواج را براساس معیارهای شخصی تعریف كرده و آن را به تاخیر میاندازد. براساس این تحقیق میانگین تحصیلات دختران مجرد برابر با 71/14 سال و دختران متاهل برابر با 95/12 سال است.
تحلیل اقتصادی و شیءگرایانه دختران از ازدواج، سهم زیادی در افزایش سن ازدواج آنان داشته است. دختران مجرد با این اعتقاد كه هزینههای ازدواج، بیش از فایدههای آن است، بر این باورند كه ازدواج موجب میشود تا آنها از برخی فرصتهای دیگر خود (بهخصوص پیشرفت در تحصیل، كار و شغل) جا بمانند و هزینه این فرصتها بیش از آن هزینهای است كه فرد باید با ازدواج نكردن از دست بدهد.
39 درصد از دختران مجرد و 21درصد از دختران متاهل چنین اعتقادی داشتند. افزون بر این، این نگرش به افزایش هزینههای فرصت در میان دخترانی كه تحصیلات بالاتری دارند، بیشتر وجود دارد. دخترانی كه از تحصیلات بالاتری برخوردارند، ارزش فرصتهای از دست رفته برای آنها بالاتر است.
در حیات مدرن، در نتیجه تجربه مدرنیته اعم از اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط جامعه ایرانی و خاصه دختران، آنها تعریف خود از ازدواج را تغییر دادهاند. این تغییر بار معنایی ازدواج، بار ارزشی آن را نیز از امری مادی به امری غیرمادی تغییر داده است؛ یعنی كاركرد امنیتی خانواده (در نتیجه ازدواج) در قلمرو ارزشهای مادی قرار گرفته و در جامعه مدرن، روبه زوال مینهد. از اینرو، شاهد عدم گرایش دختران امروزی به ازدواج و تشكیل خانواده هستیم.
ساختار نابهنجار و آشفته اقتصادی و اجتماعی (مانند طلاق) جامعه نیز موجب كاهش قطعیتهای اقتصادی و اجتماعی، افزایش آنومی اقتصادی و اجتماعی، افزایش ناامیدی اجتماعی، تغییر معیارها، خواستهها و انتظارات خانوادهها و دختران و پیامدهای دیگری شده كه به نوبه خود در فشردهسازی دایره همسرگزینی و تاخیر ازدواج جوانان موثر بودهاند.
شدت تاثیر شرایط بد اقتصادی و زمانبندی ازدواج جوانان زمانی بیشتر است كه در چنین شرایطی، هنجارهای فرهنگی در ارتباط با هزینههای ازدواج و استاندارد زندگی تغییر نكرده و با آن هماهنگ نشده است.
در چنین شرایطی، شاهد نوعی پسافتادگی عنصر فرهنگی ازدواج از عنصر اقتصادی آن هستیم.
به دلیل شرایط آشفته اقتصادی و اجتماعی كنونی از یك طرف و افزایش تحرك اجتماعی خود دختران، آنها انتظارات و توقعات بیشتری از استاندارد زندگی لازم برای بعد از ازدواج دارند و این موضوع باعث میشود تا آنان دیرتر ازدواج كنند. افزایش این انتظارات عموما در زمینههای تحصیلات عالی (61درصد از مجردها و 51درصد از متاهلها) و شغل خوب (83درصد از مجردها و 74درصد از متاهلها) بارز بوده است.
دخترانی كه دیرتر ازدواج میكنند، معمولا كسانی هستند كه دسترسی كمتری به فرد مورد نظر خود دارند. طبق نتایج این تحقیق، 81.5 درصد از دختران مجرد و 72.6 درصد از دختران متاهل اشاره كردهاند كه پیدا كردن فرد مناسب برای ازدواج امر دشواری است.
برخورداری دختر ایرانی از آزادیهای اقتصادی و اجتماعی موجب شده تا آنان به واهمه از این گمانه برسند كه با ازدواج كردن، دیگر این آزادیها را نخواهند داشت. طبق نتایج این تحقیق، این ترس از دست دادن آزادی در نتیجه ازدواج، در بین 37.7 درصد از دختران مجرد و 30.9 درصد از دختران متاهل دیده شده است. ضمن آنكه این گرایش در بین دختران شاغل و با تحصیلات بالاتر بیشتر بوده است.
نتایج نشان داد كه كاهش نظارت و فشار خانوادهها بر دختران نیز به سهم خود در افزایش سن ازدواج آنان تاثیر گذاشته است، به طوری كه براساس نتایج این تحقیق، دختران مجرد (68.4 درصد) در قیاس با دختران متاهل (60.3 درصد) كمتر مورد فشار و پافشاری خانواده برای ازدواج قرار میگرفتند.
بنابراین، محدودیت كمتر خانوادهها بر نسل جوان امروزی (خاصه دختران) باعث شده تا آنها نسبت به پذیرش رفتارهایی كه به قبول مسئولیت و تعهد برای آنها ختم میشوند، بیخیالتر باشند و در نتیجه ازدواج خود (به عنوان نمودی از این رفتارها) را به تاخیر بیندازند.
1.41 درصد از دختران متاهل و 14.3درصد از دختران مجرد دانشجو بودند؛ یعنی، دختران در حین تحصیل گرایش كمتری به ازدواج كردن دارند. دختران دانشجو معمولا به سه دلیل: 1) نداشتن آمادگی لازم برای تقبل نقشهای بزرگسالی، 2) نداشتن وقت كافی برای نقشهای غیر از تحصیل و 3) وجود انتظارات هنجاری منبیبر خودكفایی مالی افراد متاهل، دیرتر ازدواج میكنند تا دختران غیردانشجو.
هرچه تعداد اعضای خانواده و نیز تعداد دختران مجرد در خانواده كمتر باشد، ازدواج دیرتر صورت میگیرد. تعداد اعضای خانواده در بین دختران مجرد از یكطرف و تعداد اعضای دختر مجرد در خانواده این دختران، كمتر از تعداد مشابه هر دوی آنها در خانواده دختران متاهل بوده است.
میانگین تعداد اعضای خانواده درخانواده دختران مجرد 4.54 نفر و در خانواده دختران متاهل
64.5 نفر بوده است. همچنین، میانگین تعداد دختران مجرد در خانواده مجردها 1.58 نفر و در خانواده متاهلها 1.95 نفر بوده است.
تحقیق نشان داد دخترانی كه از طبقه اقتصادی و اجتماعی خانوادگی بالاتری برخوردارند، دیرتر ازدواج میكنند. 14درصد از دختران مجرد و 9.6 درصد از دختران متاهل از طبقه بالای اقتصادی و اجتماعی بودند. برخورداری این دختران از تحصیلات بیشتر، استقلال و آزادی بیشتر، اعمال فشار و نظارت كمتر، خانواده هستهای و... ازدواج آنان را بیشتر به تاخیر میاندازد تا دخترانی كه از طبقات پایین جامعه هستند.- بیاعتمادی به پسران نیز عامل دیگری است كه باعث شده تا دختران ایرانی كمتر تن به ازدواج دهند. 86.3 درصد از دختران مجرد و 87 درصد از دختران متاهل اعتقاد داشتند كه این روزها اعتماد كردن به یكپسر برای ازدواج كار دشواری است.
منبع: همشهری آنلاین
میگرن چیست؟
میگرن عبارت است از اختلال یاسردردی كه معمولا" تكرار می شود و با تغییرات موقتی قطر رگ های خونی در سر، صورت می گیرد.
امروزه سردردها، یكی از هدف های تحقیقات پزشكی به شمار می روند . تخمین زده می شود كه شش نفر از صد نفر به میگرن ها، كه نوعی از سردردهای مزمن محسوب می شوند، مبتلا هستند و معمولا" خانم ها بیشتر به میگرن مبتلا می شوند.
میگرن می تواند به علائم عصبی غیر از سر درد، شامل تغییرات بینایی، اشكال در گفتار ، ضعف یا كرخی در قسمتی از بدن، احساس مورمور و سوزش منجر شود. بسیاری از بیماران میگرنی به علائم قبل از شروع درد یا aura عادت كرده اند و ممكن است پیش از آغاز سردرد اقداماتی انجام دهند كه موجب كاهش درد شود. از چند دقیقه تا چند ساعت بعد از منبسط شدن عروق خونی، سردرد شدیدی عارض خواهد شد. در مورد میگرن ها، فاكتورهای وراثتی و محرك های محیطی در ایجاد شرایطی كه قطر غیر طبیعی و التهاب عروق خونی را موجب شود، شركت دارند.
حمله های میگرنی ممكن است در اثر عكس العمل های آلرژیك، نورهای شدید، سروصداهای بلند، فشار روحی و جسمی، تغییر درعادت خواب، كشیدن سیگار یا قرارگرفتن در معرض دود سیگار، گرسنگی، مصرف الكل، كافئین، نوسانات هورمونی(مصرف قرص های ضدبارداری) و... ایجاد شوند.ارتباط غذاها با میگرن شامل غذاهایی است كه حاویAminoasidTyramine هستند مثل: پنیر كهنه، ماهی دودی، جگر مرغ، انجیر ، بعضی از انواع حبوبات، شكلات ها، آجیل، خمیر بادام زمینی، میوه هایی مثل آواكادو ، موز ، مركبات همچنین پیاز ، لبنیات، گوشت های حاوی نیترات(مثل بیكن، سوسیس، سالامی، گوشت دودی شده )، غذاهای اشباع شده، فرآوری و تخمیرشده، ترشی یا غذاهای خوابانده شده در ترشیجات و آبلیمو موادی هستند که می توانند در بروز این بیماری موثر باشند.
راه های پیشگیری
در برابر سوالاتی كه درباره دلایل میگرن ها می شود ، باید گفت : سردردهای واقعا" میگرنی نتیجه وجود غده های مغزی یا مشكلات دیگر جسمی نیستند، با این حال فقط یك پزشك متخصص می تواند تشخیص دهد سردردها،میگرنی هستند یا دلیل دیگری دارند.
در مورد پرهیز غذایی، به طور كلی هر یک از بیماران شخصامی تواند تشخیص دهد كدامیك از غذاهای یاد شده با بروز میگرن در وی ارتباط دارد . یك روش برای این امر حذف این غذاهاست. و فرد بیمار می تواند دوباره و به تدریج مواد حذف شده را به رژیم غذایی خود بیافزاید. با این روش بسیاری از بیماران می توانند غذاهایی را كه باید از خوردن آن پرهیز كنند ، تعیین نمایند .
علائم میگرن
غالبا" سردرد میگرنی به صورت كوبیدن در یك طرف سر شروع می شود و به دو طرف گسترش می یابد یا درهمان یك طرف باقی می ماند. بعضی ها از وجود درد در پشت چشم ها و پشت سر در گردن خبر می دهند .میگرن معمولا" به صورت سردردی گنگ شروع شده و ظرف چند دقیقه تا چند ساعت به دردی بسیار شدید مبدل می شود.حتی ممكن است ساعت ها یا روزها طول بكشد.
Aura یا علائم اولیه ومقدماتی میگرن، ممکن است چند دقیقه تا 24 ساعت قبل از شروع سردرد پیش بیاید و موجب تغییرات در دید، زیگزاگ دیدن خطوط ،کم اشتهایی، احساس سرما، لرز، حالت تهوع وافزایش ادرار، پف کردگی صورت، خستگی وزودرنجی شود.
پس بنابرین اگر با سردردهایی غیر معمولی، تغییر رنگ پوست ، خواب آلودگی، سرفه مداوم ، استفراغ، تهوع ، اسهال، یبوست، گرفتگی عضلات یا درد شکم مواجه شدید بهتر است به پزشک مراجعه کنید.
تبیان
دانشجو و درس خواندن در کشورها
ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!
چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!
اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!
گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!
انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!
ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند! (فهميدين به منم بگين) او چت مي کند! خيابان متر مي کند، ودر يک کلام عشق و حال مي کند! همه کار مي کند جز اينکه درس بخواند نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است! از من مي شنوين بي خيال دانشگاه بشين بهتره (تفريحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانيد.
گردآوری: سایت تفریحی فرغون دات کام
محلی که همه در آن صاحب دوقلو میشوند!

پدیده موجود در دهكده كودینی در كرالای هند تقریبا 6 برابر میانگین تولد دوقلوها در جهان است.
تنها در سال 2008، 15 جفت دوقلو در این دهكده متولد شدهاند كه تعداد كل تولدها در آن نیز 300 مورد بوده است و انتظار میرود كه امسال ركورد سال گذشته نیز شكسته شود.
در 5 سال گذشته حدود 60جفت دو قلو در این دهكده متولد شدهاند و هر سال هم این میزان افزایش پیدا كرده است.
پزشكان محلی و یك پزشك علاقهمند به تحقیق در مورد دو قلوها در 2 سال گذشته در حال تحقیق در مورد این پدیده بودهاند. اگرچه تا كنون رسماً 250 جفت دوقلو در این دهكده شناسایی شدهاند اما پزشكان بر این باورند كه میزان واقعی بیشتر از این تعداد است.
به نوشته دیلی تلگراف مردم این روستا معتقدند كه این پدیده از 3 نسل پیش آغاز شده است.
دكتر سیبیجو پزشك علاقهمند به دوقلوها احتمال تأثیر آلایندهها را در ایجاد این روند رد كرده و سلامت دوقلوهای زاده شده را دلیلی بر ادعا خود میداند.
منبع: baztabonline.com
دومین مرد باردار جهان
اسکات مور، دومین مردی در جهان است که باردار شده است!!

اتفاقات عجیب در دنیای اطراف ما کم رخ نمیدهد اما بعضی از ماجراها واقعا شگفتی ساز هستند.

مرد باردار
او ابتدا با جنسیتی مونث به دنیا آمد و جسیکا نام داشت اما با گذشت زمان، در سن 16سالگی تصمیم به تغییر جنسیت گرفت و به یک پسر تبدیل شد.

باردار
او بخاطر اینکه در شناسنامه اش هنوز یک دختر است توانست با مرد دیگری ازدواج کند!!!

پرشین وی
با عصاره نعناع سردردهاي ميگرني را درمان كنيد

گرچه بيشتر موارد ميگرن ميتواند شديد باشد ولي هر سردرد شديدي ميگرن نيست و گاهي سردرد ميگرن به گونه يك درد خفيف خود را نشان ميدهد. هنوز پس از سالها پژوهش، چرايي ايجاد اين سردرد مشخص نشده است.
درد ميگرن در اثر تورم رگهاي خوني و اعصاب اطراف مغز ايجاد ميشود. به نظر ميآيد يك ماده شيميايي موجود در مغز به نام سروتونين نقش اصلي را در اين بيماري داشته باشد، گرچه هنوز عاملي كه باعث اين دگرگونيها در فعاليت ساقه مغز و سطح سروتونين ميشود بخوبي شناخته نشدهاست، اما يك محقق دانشگاه علوم پزشكي شيراز براي نخستين بار در دنيا براي درمان ميگرن از عصاره گياه نعناع به صورت موضعي استفاده كرد.
دكتر افشين برهاني دانشيار بخش مغز و اعصاب اين دانشگاه در گفتگو با خبرنگار جامجم ميگويد: بر اساس تحقيق انجام شده براي درمان ميگرن از محلول 10 درصد منتول كه جزو اصلي عصاره نعناع است به صورت موضعي روي پوست ناحيه شقيقه استفاده ميشود كه فكر اوليه استفاده از دارو به صورت موضعي براي درمان ميگرن نيز از كتاب قانون ابن سينا گرفته شده است.
ابنسينا در كتاب قانون، استفاده از درمانهاي موضعي روي ناحيه شقيقه در درمان ميگرن را پيشنهاد ميكند كه بر اساس آن در اين تحقيق از عصاره نعناع به عنوان دارو استفاده شده است. نعناع به عنوان يك عامل ضد درد در طب سنتي ايران اهميت خاصي دارد و اين تحقيق با روش علمي و آزمايش روي بيماران انجام گرفته است.
وي با اشاره به مطالعه روي 35 بيمار با 118 حمله ميگرني در اين تحقيق ادامه داد: در پايان نتيجهگيري شد محلول منتول (عصاره نعناع) به صورت معناداري در كاهش مدام درد و نيز استفراغ، تهوع و نورگريزي بيماران ميگرني موثر است. به طوريكه اثر نعناع در درمان ميگرن، با استفاده از 3 مكانيسم ضداسپاسم، ضددرد و ضدالتهاب موجود در منتول موثر است و استفاده از محلول منتول به صورت موضعي بر پوست ناحيه شقيقه به دليل افزايش سرعت اثر و كاهش عوارض سيستميك ميتواند جايگزين مناسبي براي داروهاي خوراكي ميگرن باشد.
برهاني، ميگرن را يك بيماري مزمن شايع دانست به طوريكه حدود 18 درصد زنان و 6 درصد مردان را در دنيا مبتلا ميكند و گفت: درمانهايي كه در حال حاضر براي ميگرن وجود دارد فقط بخشي از بيماران ميگرني را درمان ميكند و در همين زمينه تحقيقي در آمريكا انجام شده است كه حدود 70 درصد بيماران از درمان خود با داروهاي رايج رضايت كامل ندارند.
وي افزود: ميگرن يك سردرد تپشدار است كه ميتواند در يك سو يا هر دو سوي سر ايجاد شود. سردرد ميگرن بيشتر با تهوع، استفراغ يا كاهش اشتها همراه است. فعاليت فيزيكي و ورزش، نورهاي درخشان يا صداهاي بلند ميتوانند سردرد را بدتر كنند. بيشتر افراد دچار سردرد ميگرن، پس از آغاز سردرد به محلي تاريك، آرام و خنك ميروند تا سردردشان رفع شود. بيشتر حملههاي ميگرني ميان 124 ساعت طول ميكشد اگر چه اين زمان ميتواند كوتاهتر يا بلندتر از مدت ذكر شده باشد. يكي از ويژگيهاي بيهمتاي ميگرن، احساس غيرمعمولي است كه پيش از آغاز حمله به فرد دست ميدهد و به آن «پيشدرآمد» ميگويند. نشانههاي پيش درآمد ميتواند دربرگيرنده خستگي، گرسنگي يا احساس خشم باشد. همچنين ميگرن «پس اثر» نيز دارد كه پس از حمله اين احساس به فرد دست ميدهد و دربرگيرنده احساس تهي شدن از انرژي است و ميتواند يك تا 2 روز پس از حمله شديد ميگرن ادامه يابد. البته بايد يادآور شد همگي كساني كه مبتلا به ميگرن هستند دچار پيش درآمد يا پس اثر ميگرن نميشوند.
به گفته برهاني، حمله ميگرن گاهي بر اثر برخي از فعاليتها، غذاها، بوها و حتي احساسات تحريك شده بروز ميكند. همچنين برخي از بيماران زماني كه دچار استرس ميشوند، حمله ميگرن به سراغ آنها ميآيد در حاليكه عدهاي ديگر پس از اينكه استرس آنها رفع شد، دچار حمله ميگرن ميشوند.
رقيه نوري
اختلال افسردگی چیست؟
اختلال افسردگی چیست؟
هر آدمی، اگر در واقعیت زندگی کند، انتظار آنرا ندارد که همواره شاد و سرحال باشند. بدیهی است که هر آدمی در طول زندگی، غم و دلتنگی و اندوه را کم و یا زیاد تجربه كرده و همواره نیز تجربه خواهد کرد. مشکلات زندگی و پیشامدهای ناخواسته تمامی ندارند. غم و اندوه عکسالعملی طبیعی هستند که بدنبال یك پیشآمد غمانگیز خود به خود شکل میگیرند، مانند زمانی که فردی یکی از نزدیکان خود را از دست میدهد، یا زمانی که دارایی و شغل خود را از دست میدهد و یا در جریان تغییراتی قرار میگیرد و سلامتیاش بهخطر میافتد. بدنبال چنین پیشآمدهایی میتوان در رفتار و احساسات فرد بعضی از علائم ( و یا نشانگاههای) اختلال افسردگی را دید. در صدر تمام این نشانگاهها «خلق غمگین» قرار دارد، ولی هنوز نمیتوان به بر این حالت اختلال افسردگی و یا افسردگی بالینی نام نهاد. معمولا این نوع عکسالعملها هر چقدر هم شدید باشند با از بین رفتن دلایل آنها رفتهرفته برطرف میشوند و رفتار و احساسات فرد دوباره به حالات عادی خود بر میگردند. پس هر نوع غم و اندوه و دلمردهگی مساوی اختلال افسردگی نیست. افسردگی بعنوان یک اختلال روانی شامل مجموعهای از نشانگاههایی است که وقتی تعدادی از آنها بههمراه هم و بیشاز چند هفته ادامه داشته باشند نشاندهنده اختلال افسردگی هستند و نیاز به کمک تخصصی دارند.
افرادی در معرض خطر ابتلا به اختلال افسردگی قرار دارند که از یک طرف با تنشهای (استرسهای) کشداری روبرو هستند (مثلا بخاطر اختلافات شدید و پایانناپذیر خانوادگی) و یا در معرض تنشهای شدید و آنی قرار میگیرند (مثل از دست دادن یکی از عزیزان) و از طرف دیگر برای روبرو شدن با آن فشارها نظام باورهای آنها یا کلا از واقعیت بدور است و یا واقعیت را بشکل یک بعدی، عمومی، غیر واضح و سراسر منفی و تغییرناپذیر تلقی میکنند.

شکل 1): رابطه افسردگی با پیشآمدها و فشارهای زندگی
نشانگاهها و یا علائم افسردگی
فردی كه دچار اختلال افسردگی میشود، بیشتر اوقات احساس غمگینی میكند و اغلب به گریه میافتد. در روابط و کارهای مختلف احساس گناه عذابش میدهد و معتقد است كه در حق دیگران و یا در حق خودش كوتاهی کرده و یا میكند. فرد افسرده بیش از حد معمول تحریك پذیر میشود و احساس اضطراب و تنش درونی میكند. دچار مشكلاتی در رابطه با میزان و کیفیت خواب و خوراك و تمركز هواس میشود. توان وانرژیاش كاهش مییابد و احساس خستگی مفرط میکند. از انجام کارهای روزمره اصلا لذت نمیبرد و بسختی میتواند تصمیمی را که میگیرد عملی کند. افكاری چون بیزاری از زندگی و ناامیدی نسبت به آینده دارد و آرزوی مرگ و گاه افكار خودكشی دارد (تقریبا 15% از افراد افسرده با اقدام به خودكشی جان خود را از دست میدهند). تغییرات شدید خلق و خوی که هفتهها ادامه مییابد و باعث پرخاشگری و تحریکپذیری و یا سر در لاک خود فرو بردن میشوند به همراه این احساس که گویا همه با رفتار و نگاهشان وی را میآزارند در برخی از افراد افسرده بشدت نمایان است.
علائم و یا نشانگاههای اختلال افسردگی به چند گروه تقسیم میشوند (شکل 2): جسمی، رفتاری، احساسی و افکاری. از جایی که علائم هر گروه وابستگی شدیدی به علائم گروههای دیگر دارند پایدار ماندن افسردگی وابسته به شکل ارتباطی است که هر کدام این علائم در طی زمان زیادی با یکدیگر برقرار کردهاند. به این معنا اولین اصل برای تشخیص اختلال افسردگی وجود تعداد مشخصی از این علائم در هر گروه و در طی زمانی بیشاز چند هفته است.
نکتهای که در بالای سر نشانگاههای افسردگی (شکل 2) بشدت توجه را جلب میکند، قوی بودن باورهایی است که مانند چتر سایه خود را بر تمام این سیستم انداختهاست. درحالی که فرد افسرده از حالات خود در رنج است و آرزوی تغییر این حالات را دارد ولی با توان زیادی نیز اعتقاد به این دارد که افسردگی «از کنترل وی خارج است» و «تغییرپذیر نیست». از اینرو معتقد است که تغییر این علائم در اختیار و توان وی نیست، ابتدا باید چیزهای دیگر تغییر کنند تا وی دیگر افسرده نباشند. هر چه این باورها در وی قوی تر میشوند به پابرجا ماندن افسردگی کمک میکنند.

علائم افسردگی میتوانند بصورت دورهای ظاهر شوند. به اینصورت که این علائم پس از مدت کوتاهی خودبخود رفع شده و پس از زمان کوتاهی دوباره ظاهر شوند؛ که در این حال به این نوع افسردگی «اختلال افسردگی ادواری» میگوییم. این نوع افسردگی را میتوان به خالی و پرشدن باتریهای قابل شارژ تشبیه کرد.
در موارد دیگر علائم افسردگی میتوانند بطور دائم وجود داشته باشند که البته در این صورت در اکثر مواقع شدت افسردگی به شکلی خفیف ادامه دارد و نتیجتا کیفیت زندگی را مدام تحت شعاع خود قرار میدهد، بصورتی که فرد تصور میکند این علائم جزو ثابت شخصیت او هستند؛ در این حال آنرا بعنوان «اختلال افسردگی فراگیر» میشناسیم. طبیعی است که وجود این اختلال بر کیفیت زندگی و روابط فرد اثر دائمی میگذارد و این افراد بخصوص از زاویه روابط خود با دیگران بشدت در فشار و محدودیت قرار دارند، چون قادر به ادامه و پرورش تماسهاى اجتماعی خود نیستند، کمتر دوست دارند و روابط آنها با دیگران بسیار سطحی است. این افراد معمولا از «کمبود مهارتهای ارتباط بین فردی» بسیار رنج میبرند و ممکن است توانایی ادامه کارهای روزانه و یا ادامه شغل و تحصیل را نیز از دست بدهند. بصورتی که اکثرا این افراد رمق تمرکز ندارند و توان یادگیری در آنها بشدت ضعیف است. یا اینکه در برخی موارد حتی توان رعایت بهداشت شخصی خود را نیز ندارند. به تفریح و پرداختن به کارهایی که میتوانند برای آنها کمک بزرگی باشند علاقه نشان نمیدهند و کلا منفیباف و بیحوصله میشوند.
در بعضی موارد ممکن است یک نوع بیماری جسمی زمینهساز افسردگی باشد. در این نوع افسردگیها برای مثال بدکاری غده تیرویید نقش مهمی را دارد. به این صورت که بخاطر کارکرد پایین غده تیروئید، بدن به اندازه کافی هورمون «تیروکسین» تولید نمیکند و در نتیجه کار سوخت و ساز مواد در بدن بدرستی صورت نمیگیرد. بدنبال این اختلال هورمونی نوعی احساس دلمردگی، غم و بیرمقی شکل میگیرد. اگر بدکاری تیروئید ادامه بیابد در درازمدت تولید «افسردگی هورمونی» میکند که تمیز دادن آن از افسردگیهای دیگر بسیار سخت خواهد بود چرا که علائم آن کاملا مانند اختلال افسردگی است. به این دلیل قبل از هر نوع رواندرمانی ابتدا باید آزمایشات جسمی صورت بگیرد تا از وجود یا عدم وجود زمینهسازهای جسمی افسردگی کاملا اطلاع حاصل شود.
در موارد دیگری بیماریهای عفونی پشت سرهم نیز میتوانند باعث افسردگی شوند، چرا که در اثر وجود مداوم بیماریهای عفونی سیستم ایمنی بدن بسیار ضعیف میشود و احساس کوفتگی، بیرمقی و غم را بدنبال میآورد. اگر در پی این حالات، فرد از دستزدن به کارهای لازم زندگی پرهیز کند، خود را از روابط روزمره کنار بکشد در نتیجه پسخوراندهای مثبت و ممکن زندگی را رفته رفته از دست میدهد و کم کم بدنبال این رفتارهای افسرده، افکار افسرده نیز به سراغش میآیند.
افسردگی بسیار شایع است
تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهند که تقریبا 5 ٪ از کل انسانهای کره زمین در طول عمر خود حداقل یک دوره افسردگی را تجربه میکنند. میزان مراجعه به مراکز درمانی و مطبهای خصوصی بخاطر افسردگی رقمی حدود 60 الی 75٪ کل اختلالات روانی را تشکیل میدهد که در این میان آمار مراجعه کنندهگان زن 26٪ و مرد 12٪ از کل مراجعین برآورد شدهاست. همچنین برآورد شدهاست که 3-2٪ از مردها و 7-4٪ از زنها در کل جمعیت دنیا مبتلا به اختلال افسردگی هستند. در همین راستا آمارهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهند که از هر ده نفر بیماری که به پزشک عمومی مراجعه میکند حداقل 2 نفر مبتلا به اختلال افسردگی هستند ولی متاسفانه بسیاری از پزشکان عمومی هنوز توان تشخیص به موقع افسردگی را در مراجعین خود ندارند و آنها را بسیار دیر و پس از سالها اقدامات دارویی بیاثر به رواندرمانی تشویق میکنند. علیرغم آنکه در طی چند سال گذشته بخاطر وسایل ارتباط جمعی حساسیت اجتماعی برای قبول افسردگی بعنوان یک «بیماری» تقویت شدهاست ولی هنوز بسیاری از مردم بخاطر احساس شرم و برداشت نادرست از اختلالات روانی سالها با این اختلال میسازند و تنها با توداری و تحمل، فشار آنرا تحمل میکنند...
درصد فضولی خودتان را بسنجید !
درصد فوضولی خود را بسنجید
باصداقت جواب دهید و درصد فضولی خود را حساب کنید!!!
1.تصوركنید كه صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
2.با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستید كه مجبور مى شوید مدتى منتظربمانید تا او به مكالمه دیگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آیا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسید چه كسى پشت خط منتظر بود؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
3.به منزل دوستتان رفته اید و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى میز او یك نامه جلب توجه مى كند. آیا نگاهى به آن مى اندازید؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
4.دراتوبوس یا تاكسى نشسته اید و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراین شرایط چه مى كنید؟
ـ مستقیماً به آنچه او مطالعه مى كند خیره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنید.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازید تا ببینید او چه چیزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنید. (۰)
5.اگر شما بدانید كه یكى از آشنایان رازى دارد، چه مى كنید؟
ـ هرطور شده سعى مى كنید سرازكار او درآورید. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پیش بیاید، كنجكاو مى شوید. (۵)
ـ رازهاى دیگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى كنید وارد حیطه خصوصى آنهاشوید.(۰)
6.اگرجایى دعوا یا تصادفى اتفاق بیفتد، آیا نزدیك مى شوید تا ببینید جریان ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
7.اگر وارد رستورانى شوید و ببینید یكى از آشنایان با فردغریبه اى آنجاست، آیا كنجكاو مى شوید ببینید غریبه چه كسى است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
8.آیا معمولاً درباره قیمت و محل خرید چیزهایى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنید؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
9.آیا تا به حال كیف دیگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده اید؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
10.اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشید سرى به ایمیل هاى آنها مى زنید؟
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
حالا مجموع اعداد بدست آمده رو حساب کنید . چند شد ؟ این همون درصد فضولی شماست !
22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب مردان
بهعبارتی میتوان گفت:مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.
در اینجا میخواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاستهای زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایههای یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که میخواهند بدانند «چگونه میتوان شوهر خود را بهمهری مستمر و عمیق آلوده گرداند؟
1-صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2-همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3--زن و شوهر میتوانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما میتوانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواستههایتان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر بهطور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنیها را بگویید، امّا بهموقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- بهیاد داشته باشید معمولاً مردها آنگونه که شما به آنها مینگرید، بهخود نمینگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً میتوانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامهریزیها بهصورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامههای خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّتآمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن میتواند قابلیتهای شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحتالشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل میتواند قفلهایی که بر زندگی عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.
22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.
www.nedayemoshaver.com
مانکن شدن و عزّت نفس
به جای انتقاد از وزن دخترتان، برایش الگو باشید
یک مطالعه جدید نشان میدهد انتقاد خانوادهها از وزن و یا عادات غذایی دختران، آثار ماندگاری بر عزّت نفس آنها میگذرد.
به گزارش رویترزهلث از نیویورک، محققان با مطالعه 455 دانشجوی دختر که از اندام خود ناراضی بودند، دریافتند بیش از 80 درصد آنها، والدین و یا خواهر و برادرانشان در دوران کودکی از ظاهر اندام آنها ایراد میگرفتهاند.
بسیاری معتقدند این انتقادها نمایانگر فقدان عشق و علاقه و حمایت در خانواده است. و حتّی نمایانگر بدرفتاری عاطفی است بطوری که برخی در بین خانواده آنها را «زشت»، «خنگ» و «تنبل» مینامیدند.
در عین حال در پارهای از موارد والدین و یا خواهر و برادران فقط گاهی در مورد وزن و اندام آنها نظر منفی خود را ابراز میکردند نویسنده این مطالعه در مجله «PEDIATRICS گزارش داد:« این اطّلاعات نشان میدهد حتّی چند مورد انتقاد هم میتواند تأثیر منفی داشته باشد.» این محقّقان که دکتر «سی. بارتیلوا» از مرکز پزشکی «استنفورد» در «کالیفرنیا» ریاست آنها را بر عهده داشت، میگویند: در خانوادههای حمایتگر فقط چند بار انتقاد، تاثیر به ویژه مخرّبی بر دختران میگذارد.
از این رووالدین باید بدانند کلام آنها میتواند براحساس دختران در مورد خودشان تأثیر ماندگاری داشته باشد.
در آغاز این مطالعه، این زنان مجموعهای پرسشنامه را پر کردند. از جمله در یکی از این پرسشنامهها درباره اظهار نظرهای منفی که در دوران کودکی آنها میشد و میزان عزّت نفس آنها پرسیده شده بود.
بیشتر این زنان گفتند اعضای خانواده اظهار نظر منفی در مورد شکل اندام آنها میکردند.
براساس گزارشهای آنها، بیش از نیمی از مادران و تقریباً 40درصد از پدران و 40درصد خواهران و برادران چنین نظراتی دادهاند.
در این مطالعه دیده شد، زنانی که پدر و مادرشان چنین جملاتی به آنها گفته بودند از عزّت نفس کمتری برخوردار بودند و فقدان حمایت خانواده را احساس میکردند.
به گفته تیلور و همکارانش، والدینی که درباره وزن و سلامت دختران خود نگران هستند باید بدون اینکه به انتقاد از آنها بپردازند، راههایی را برای ارائه «توصیّه ی سازنده» درباره غذا خوردن سالم و ورزش بیابند.
به گفته ی این محققان، الگو بودن والدین در رعایت رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خودداری از ایراد گرفتن از اندام خودشان در این زمینه با اهمیّت است.
به جای انتقاد از وزن دخترتان، برایش الگو باشید
یک مطالعه جدید نشان میدهد انتقاد خانوادهها از وزن و یا عادات غذایی دختران، آثار ماندگاری بر عزّت نفس آنها میگذرد.
به گزارش رویترزهلث از نیویورک، محققان با مطالعه 455 دانشجوی دختر که از اندام خود ناراضی بودند، دریافتند بیش از 80 درصد آنها، والدین و یا خواهر و برادرانشان در دوران کودکی از ظاهر اندام آنها ایراد میگرفتهاند.
بسیاری معتقدند این انتقادها نمایانگر فقدان عشق و علاقه و حمایت در خانواده است. و حتّی نمایانگر بدرفتاری عاطفی است بطوری که برخی در بین خانواده آنها را «زشت»، «خنگ» و «تنبل» مینامیدند.
در عین حال در پارهای از موارد والدین و یا خواهر و برادران فقط گاهی در مورد وزن و اندام آنها نظر منفی خود را ابراز میکردند نویسنده این مطالعه در مجله «PEDIATRICS گزارش داد:« این اطّلاعات نشان میدهد حتّی چند مورد انتقاد هم میتواند تأثیر منفی داشته باشد.» این محقّقان که دکتر «سی. بارتیلوا» از مرکز پزشکی «استنفورد» در «کالیفرنیا» ریاست آنها را بر عهده داشت، میگویند: در خانوادههای حمایتگر فقط چند بار انتقاد، تاثیر به ویژه مخرّبی بر دختران میگذارد.
از این رووالدین باید بدانند کلام آنها میتواند براحساس دختران در مورد خودشان تأثیر ماندگاری داشته باشد.
در آغاز این مطالعه، این زنان مجموعهای پرسشنامه را پر کردند. از جمله در یکی از این پرسشنامهها درباره اظهار نظرهای منفی که در دوران کودکی آنها میشد و میزان عزّت نفس آنها پرسیده شده بود.
بیشتر این زنان گفتند اعضای خانواده اظهار نظر منفی در مورد شکل اندام آنها میکردند.
براساس گزارشهای آنها، بیش از نیمی از مادران و تقریباً 40درصد از پدران و 40درصد خواهران و برادران چنین نظراتی دادهاند.
در این مطالعه دیده شد، زنانی که پدر و مادرشان چنین جملاتی به آنها گفته بودند از عزّت نفس کمتری برخوردار بودند و فقدان حمایت خانواده را احساس میکردند.
به گفته تیلور و همکارانش، والدینی که درباره وزن و سلامت دختران خود نگران هستند باید بدون اینکه به انتقاد از آنها بپردازند، راههایی را برای ارائه «توصیّه ی سازنده» درباره غذا خوردن سالم و ورزش بیابند.
به گفته ی این محققان، الگو بودن والدین در رعایت رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خودداری از ایراد گرفتن از اندام خودشان در این زمینه با اهمیّت است.
با نگرش همسرتان آشنا شوید
حتماً لازم نیست دیدگاههای او را تمام و کمال بپذیرید، فقط کافی است از آنها اطلاع داشته باشید تا در زمان بروز مشکل، با فشار و تعارض کمتری روبهرو شوید.
با این کار همسرتان متوجه میشود که به او اهمیت میدهید و به حرفهایش گوش میکنید. با این کار میتوانید مشکلات را از دیدگاه آنها نیز تحلیل و بررسی کرده و با آنها اظهار همدردی و همفکری کنید.
میتوانید بگویید: متوجه میشوم تو چه میگویی، منظورت را گرفتم، من تاکنون به قضیه اینطوری نگاه نکرده بودم.
▪ مسوولیت قسمتی از اشتباهاتتان را به گردن بگیرید
کمتر اتفاق میافتد که در یک درگیری یکی از طرفین صد در صد مقصر باشد. همه جروبحثها مانند یک رفتار دو نفره است که هر کدام از طرفین با حرکات متعدد در آن شرکت میکنند. عدم توانایی در قبول مسوولیت، حقیقتاً فرو رفتن در لاک تدافعی است و هیچ مشکلی را حل نمیکند.
می توانید بگویید: من نباید یک چنین کاری را انجام میدادم، من فکر میکنم هر دو نفرمان مقصر هستیم و به جروبحثها دامن زدیم، متوجه میشوم که چرا یک چنین واکنشی نسبت به من نشان دادی.
▪ به توافق برسید
به جای اینکه بیایید و در مورد اختلافات گذشته خود با هم بحث کنید، روی مشکلی که به تازگی برایتان اتفاق افتاده، تمرکز کنید و سعی کنید که آن را حل کنید. به عنوان مثال شاید شیوههای تربیتی شما دو نفر متفاوت باشد، اما روی این مساله که باید فرزندان سالمی را تربیت کرده و تحویل جامعه دهید با هم به توافق میرسید. میتوانید بگویید: ما هدف مشترکی داریم، شاید روی تکنیکهای به کار گرفته شده با هم توافق نداشته باشیم اما هر دو به دنبال یک نتیجه هستیم.
▪ قول بدهید که رفتارتان را عوض میکنید
متاسفم اما اگر دائماً بخواهید رفتارهای زننده خود را تکرار کنید، کار به جایی نمیبرید. باید رفتار خود را تغییر دهید که طرف مقابل بتواند قبول کند که شما در شرف تغییر کردن هستید. چیزهایی از این قبیل بگویید: از این به بعد قول میدهم که نیمساعت زودتر از خواب بلند شوم، اگر خواستم دیر بیایم حتماً زنگ میزنم و اطلاع میدهم.
معیارهایی در انتخاب همسر
چه را درنظر داشته باشیم؟
نوع نگاه و بینش شما و طرف مقابلتان به موارد و مسائل مختلف زندگی، روابط فردی و اجتماعی، نحوهی برخورد با نزدیکان، اینکه طرفین چهقدر مسؤولیتپذیر هستید، چهقدر انعطافپذیری دارید، به چه میزان به استقلال یا وابستگی توجه دارید، در کارها چه میزان ثبات فکری و احساسی از خود بروز میدهید، به مسائل اخلاقی، اعتقادی و دینی چگونه میاندیشید، طرفین هر کدام ...
نوع نگاه و بینش شما و طرف مقابلتان به موارد و مسائل مختلف زندگی، روابط فردی و اجتماعی، نحوهی برخورد با نزدیکان، اینکه طرفین چهقدر مسؤولیتپذیر هستید، چهقدر انعطافپذیری دارید، به چه میزان به استقلال یا وابستگی توجه دارید، در کارها چه میزان ثبات فکری و احساسی از خود بروز میدهید، به مسائل اخلاقی، اعتقادی و دینی چگونه میاندیشید، طرفین هر کدام چه تعداد دوست دارید، دوستان صمیمیتان چه ویژگی دارند، آیا خودتان درونگرا یا برونگرا هستید؟ طرف مقابل شما چهطور، بیماریهای جسمی، روانی و معلولیت در فرد و در خانوادهی خود و طرف مقابل و...
در انتخاب همسر میبایست هدفهایمان مشخص بوده و برنامهی معینی برای زندگی مشترک داشته باشیم. برای شناخت طرف مقابل و شناساندن خود و خواستهها و ایدههایتان به او، نبایستی کلینگری کرد و یا با یک یا دو ویژگی، همسر خود را انتخاب نمود چراکه پرسشها و پاسخهای کلی، اغلب ما را به هدف نمیرسانند و چشمانداز روشنی ارائه نمیدهند و ویژگیهای فردی و اجتماعی طرفین بهطور دقیق، مشخص نشده و در ابهام باقی میماند.
قبل از هر چیز باید بدانیم که معیار انتخاب همسر نزد زنان و مردان متفاوت است:
زنان در انتخاب همسر، مسائل بسیاری ازجمله وضعیت مالی فعلی و احتمالی آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی، هویتی فرد مورد نظر و اینکه آیا در آینده پدر خوبی برای فرزندانشان خواهد بود یا نه و... را درنظر میگیرند.
مردان سریعتر و راحتتر در صدد ازدواج با زن دلخواه خود برمیآیند!
برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشید، میبایست به ارزشها و شباهتهای مشترک و مشابه خود و همسرتان در همهی زمینهها توجه کنید چراکه هرقدر از لحاظ معیارها و ارزشها، اندیشهها، عواطف و رفتارها، بیشتر به هم شبیه باشید، بهعبارت ساده، هرقدر از لحاظ باورها و ارزشهای ذهنی، نگرش مشترک به زندگی، سنتها، رسوم، باورهای عمومی و علایق، تشابه و نقاط مشترک بیشتری با یکدیگر داشته باشید، راحتتر خواهید توانست بین خواستهها، نیازها و رفع نیازهایتان، تعادل و توازن ایجاد کنید و زندگی مشترک آرامتر، موفقتر و پایدارتری را تجربه نمایید.
در انتخاب همسر توجه کنید که:
- نگرش و بینش طرف مقابل به زندگی، مثبت است یا منفی؟ (سعیکنید کسی را به همسری انتخاب کنید که مثبتاندیش باشد تا توانمندیهای خود و شما را بیشتر مورد توجه قراردهد، یک محیط سرشار از شادکامی، آرامش و امنیت بهوجود آورد و زندگی زیباتری را همراه با عشق بیشتری با شما تجربه کند.)
- آیا خودش را دوست دارد؟ (باید توجه داشت کسی که خود را بهطور عمیق دوست نداشته باشد، نمیتواند دیگری را بهطور واقعی دوست بدارد.)
- آیا از عزت نفس و اعتمادبهنفس کافی برخوردار است تا با احساس بهتر با شما ارتباط مؤثری برقرارنماید؟ (کسانی که از اعتمادبهنفس بالایی برخوردار باشند، احساس خوبی نسبت به خود داشته و به خود عشق میورزند و بهراحتی امیدها، آرمانها، ترسها و ضعفهای خود را بیان میکنند اما افراد ضعیف، خود را پشت نقاب، پنهان میسازند و راجع به امیدها، آرزوها، ضعفها و ترسهای خود، کمتر سخن میگویند.)
- در انتخاب همسر، توجه کنید که هدفهای فعلی و آیندهی فرد مورد نظر کداماند و برای رسیدن به آنها، چه راههایی را پیشبینی میکند؟ آیا فردی کوشا و قابل اطمینان است؟ (افرادی که هدفهای مشخصی نداشته باشند، نخواهند توانست در زندگی، موفقیت بزرگی کسب کنند.)
- آیا در گفتار و رفتارش صادق است؟ (صادق و روراست بودن، ارزشهای مهمی هستند که در تداوم زندگی مشترک، نقش اساسی بازی میکنند.)
- آیا به آنچه که هست، افتخار میکند؟ از رشد فکری و عاطفی بالایی برخوردار است؟ از لحاظ جسمانی و عاطفی چهقدر به خود احترام میگذارد؟ آیا به دیگران اجازه میدهد با او بدرفتاری کنند؟ آیا شما با او احساس امنیت میکنید؟
- در برخورد با مسائل، چهقدر مسؤولیتپذیر و انعطافپذیر است؟ برای ایجاد تفاهم با خود و دیگران چهقدر کوشش میکند؟ آیا قدرشناس است؟ راجع به استقلال یا وابستگی چگونه فکر میکند؟ شیوهی ارتباطش با افراد خانواده و دیگران چگونه است؟
- به دختران و پسران توصیه میشود اگر در خانوادهی پدرسالار و یا مادرسالاری بزرگ شدهاید، سعیکنید همسرتان نیز در شرایط مشابه شما بزرگ شده باشد تا کشمکشها و اختلافهای بسیار شدید با او نداشته باشید.
- سن ازدواج و اختلاف سن با همسر مورد نظر، در حد معقول است یا نه؟ اگر دختر و پسری در سن کم با هم ازدواج کنند، بهطور معمول در زندگی زناشویی، با دشواریهای بیشتری روبهرو خواهند شد. در مورد اختلاف سن دختر و پسر، بایستی گفت اگر اختلاف بیش از حد معقول باشد، تجربه نشان داده که مشکلات حاکم بین زوجین، بیشتر خواهد بود. در صورتی که حدود 3 - 4سال مرد از زن بزرگتر باشد، مناسبتر است.
- زن و شوهری که از نظر بهرهی هوشی و هوش هیجانی نزدیک به هم باشند، در زندگی مشترک، با گرفتاریهای کمتری روبهرو میشوند. بنابراین در انتخاب همسر، بهطور حتم به نزدیک بودن ضریب هوشی و معلومات خود به فرد مورد نظر توجه کنید، اگر هر دو دارای بهرهی هوشی بالا، هر دو متوسط یا هر دو پایین باشید، خیلی راحتتر زندگی خواهید کرد.
- به افراد باایمان و معتقد به ارزشهای دینی توصیه میشود که در انتخاب همسر، فرد مذهبی را به همسری انتخاب کنند چراکه اگر یکی از زوجین، مذهبی و دیگری پایبند به تعالیم دینی نباشد، در زندگی مشترک، مسائل و مشکلهای زیادتری را تجربه خواهند نمود.
- صفات شخصی و هویتی فرد مقابل، جزو مهمترین مسائلی است که باید مورد دقت و بررسی قرار گیرد: آیا حسابگر است یا خسیس، دست و دلباز است یا ولخرج؟ اهل مطالعه و تفکر است یا از آن گریزان میباشد؟ اهل گردش و تفریح است یا منزوی و بیعلاقه و گوشهگیر میباشد؟ پرخاشگر، مضطرب، دارای سوءظن، زودرنج، کجخلق، ترسو، افسرده و... است یا برعکسِ آن میباشد؟ آیا در کارها بسیار سختگیر است و یا با مسائل بهراحتی برخورد میکند و...
به نشانهها و علامتها توجه شود، با پرسش و دقت در نشانهها میتوان تا حدودی به مسائل و مشکلها پی برد؛ در این راستا کمک گرفتن از مشاوران و روانشناسان خبره، ضروری بوده و توصیه میشود.
جالب است بدانیم:
همانطوری که از نظر شکل ظاهری، بچهها شبیه مادر و پدرشان هستند، از نظر ویژگیهای فردی و اخلاقی نیز بهطور معمول شبیه آنان میشوند: افرادی که در کودکی تنش و مشکلات فراوانی داشته و با خشونتهای عاطفی و بدنی بزرگ شده باشند، امکان دارد بهراحتی در بزرگسالی به فردی خشن، پرخاشگر و ناسازگار مبدل شوند.
خانمها و آقایان بدانند که:
بسیاری از عقیدهها و الگوهای زندگیمان را از مادر، پدر و اطرافیان خود میگیریم و وقتی خود، مادر یا پدر میشویم، آنها را بهکار میبندیم. اگر از کودکی بشنویم که ازدواج محدودیت و مانع رشد مردان و زنان است!... یا برعکس ازدواج باعث رشد و شکوفایی استعدادها میشود... رابطهی جنسی چیز کثیفی است... یا داشتن رابطهی جنسی باعث آرامش و بروز هیجانها میشود... مردان احمق هستند، زنان دیوانه... برای ایجاد رابطهی بهتر با همسر باید کاری کرد... و یا اینکه ازدواج یک امر اجباری است و باید آنرا تحمل نمود... زندگی مشترک بسیار لذتبخش و پرهیجان است یا جهنم آرزوهاست و...
برحسب اینکه افکار مثبت و منفی را که از والدین و اطرافیان خود یاد گرفته و به آنها اعتقاد پیدا کرده باشیم، عملاً آنرا در زندگی مشترک خود بهکار خواهیم بست.
نکتهی مهم: برای اینکه بدانید با کسی که ازدواج میکنید دچار اختلال شخصیتی است یا نه، قبل از عقد، یک دورهی مشاوره داشته باشید. در مشاوره، مشخص میشود دو طرف از نظر شخصیتی چه ویژگیهایی دارند، آیا از اختلال شخصیتی رنج میبرند یا نه، پس از اطلاع یافتن از سلامتیِ هم، میتوانید همدیگر را به همسری انتخاب کنید.
- در انتخاب همسر، بسیاری از افراد، تحت تأثیر الگوها و فرهنگ حاکم بر جامعهی خویش قراردارند و به ارزشها و معیارهای واقعی خویش، بهصورت واضح آگاهی ندارند و در بسیاری از موارد، میدانند چه نمیخواهند ولی بهطور دقیق نمیدانند چه میخواهند! درنتیجه جذب آن چیزیهایی میشوند که نمیخواهند!
- باید بدانیم که انسان کامل و بدون عیب در دنیا وجود خارجی ندارد بنابراین در انتخاب همسر، بهدنبال یک انسان کامل گشتن، کار بیهوده و عبث است.
- باید بدانیم عشق و دوست داشتن برای داشتن یک زندگی زناشویی خوب، کافی نیست. عشق، تحمل مشکلها و موانع را برای انسان آسان میسازد و انگیزهای قوی برای رفع آنها میشود ولی نمیتواند از بروز مسائل و مشکلات متعدد جلوگیری بهعمل آورد. اگر آگاهی و مهارتهای لازم جهت رفع نیازهای آشکار و پنهان خود و همسر نداشته باشید و نتوانید آن نیازها را بهصورت درست برطرف کنید، در زندگی مشترک دچار مشکلات متعدد خواهید شد و همین عشق، به نفرت تبدیل خواهد شد.
- و برای اینکه خود را در مسیر ازدواج موفق قراردهید، 10 ویژگی که میخواهید همسرتان داشته باشد را بهصورت مثبت بنویسید و آنها را از 10 تا 1 برحسب اهمیت، اولویتبندی کرده و امتیاز بدهید، بهعنوان مثال به مهمترین ویژگی موردنظر، 10 امتیاز بدهید، به ویژگی مهم بعدی 9 و به ترتیب 8، 7 و... امتیاز بدهید. 3 مورد اول که بیشترین امتیاز را به آنها دادهاید، خواستههای اصلی شما از زندگی مشترکتان را تشکیل میدهد؛ بنابراین آن 3 مورد را با خط درشت بنویسید و هر روز چندبار آنها را بخوانید، از آن موارد تصویرسازی ذهنی کنید، مراسم عقد، عروسی و فرم زندگی که میخواهید داشته باشید را با تمام جزئیات، بهتکرار در ذهنتان ترسیم کنید تا ذهنتان بپذیرد که بهطور واقعی میخواهید همسری با آن مشخصات داشته باشید.
طبق قانون جذب، اگر ذهنتان برحسب تکرار، موردی را پذیرفت و باورش شد، به شما کمک میکند تا همسری با ویژگیهایی که میخواهید، بیابید.
دکتر میرعمادالدین فریور
موسيقی 'می تواند درد مستمر را کاهش دهد'
تحقيقات تائيد کرده است که گوش کردن به موسيقی می تواند به طور چشمگيری تاثير مثبت بر نگرش ما در مورد درد جسمانی داشته باشد.
محققان آمريکايی برای انجام اين تحقيق، تاثير موسيقی بر شصت بيمار را که برای ساليان متمادی درد مستمر داشته اند، مورد بررسی قرار داده اند.
آن دسته از بيماران که طی اين آزمايش به موسيقی گوش داده بودند به محققان گفتند که ميزان دردشان بالغ بر 21 درصد و افسردگی آنها که ناشی از درد دائمی بوده تا 25 درصد کاهش داشته است.
اين تحقيق که نتيجه آن در مجله علمی "پرستاری پيشرفته" (The Journal of Advanced Nursing) منتشر شده است همچنين نشان می دهد که موسيقی به بيماران کمک می کند کمتر احساس ناتوانی و معلوليت جسمانی کنند.
بيمارانی که در اين تحقيق مشارکت داشته اند از بين مراجعين به کلينيک های امراض مفصلی انتخاب شده بودند. آنها به طور ميانگين حدود هفت سال به بيماری هايی مانند استئو آرتريت (التهاب مفاصل)، جا به جايی مهره های ستون فقرات و آرتريت روماتوئيد مبتلا بوده اند.
بيشتر آنها حداقل در يک ناحيه از بدن خود به طور مستمر از اين گونه دردها رنج می برده اند.
داوطلبين مشارکت در اين تحقيق به دو گروه تفکيک شدند. يک گروه برای يک هفته هر روز به مدت يک ساعت به موسيقی گوش داد؛ اما گروه باقيمانده به موسيقی گوش نکرد.
در ميان گروهی که موسيقی گوش دادند نيمی اجازه داشتند که نوع موسيقی را خودشان انتخاب کنند؛ بقيه بايد از فهرست موسيقی آرام بخشی که برای آنها در نظر گرفته شده بود، انتخاب می کردند.
دکتر ساندرا سيدلکی (Sandra Siedlecki)، از بنياد پزشکی کليولند آمريکا، گفت که نتايج آماری به دست آمده از دو گروهی که روزانه به موسيقی گوش کرده اند، نشان داده است که موسيقی تاثير چشمگيری در کاهش درد، افسردگی، علائم معلوليت و همچنين افزايش حس توانايی در ميان آنها داشته است.
خانم سيدلکی گفت: "نوع موسيقی که اين دو گروه گوش داده اند تفاوت چندانی در ميزان تاثير خوبی که اين آزمايش بر کاهش درد داوطلبين داشته، ايجاد نکرده است. دردهای بی خطر همچنان ِکی از مشکلات اساسی بيماران مفصلی و استخوانی است که مصرف داروها اثر کمی در تخفيف آن داشته است. پس هر تدبيری که بتواند به کاهش درد کمک کند مورد استقبال بيماران قرار می گيرد."
پرفسور ماريون گود، يکی از محققين در زمينه تاثير موسيقی در کاهش درد، می گويد: "شواهد در مورد مزايای گوش دادن به موسيقی در سلامت انسان زياد است که اين تحقيق نيز به جمع آنها می پيوندد. موسيقی نقش مهمی در بهداشت و سلامت عصر نوين بر عهده دارد."
تحقيقات قبلی در اين زمينه که نتيجه آن در همين مجله علمی منتشر شده بود نشان داد که گوش کردن به موسيقی ملايم به مدت 45 دقيقه در شب، کيفيت خواب را بهبود می بخشد.
پديده ای پيچيده
دکتر کتی استنارد (Cathy Stannard)، دبير انجمن بريتانيايی مطالعات در مورد درد، می گويد تحقيقات ديگر نيز نشان داده است که موسيقی می تواند تاثير مثبتی بر روی درک ما از درد داشته باشد.
اما اين تاثيرات معمولا کم و کوتاه مدت است.
خانم دکتر استنارد گفت: "درک درد بسيار پيچيده است و تحت تاثير عواملی مانند عواطف، تجربه و روحيه قرار دارد. اگر گوش کردن به موسيقی اصولا باعث آرامش می شود، می توان تصور کرد که همچنين بتواند بر درک ما از درد نيز تاثير بگذارد."
وی گفت اين احتمال نيز وجود دارد که موسيقی فکر ما را از تمرکز بر روی درد منحرف می کند.
دکتر استنارد در ادامه گفت تعجبی ندارد که داروها که در بدن عملکردی معين را ايجاد می کنند اکثرا تاثير کمی بر روی پديده ای به پيچيدگی درد دارند.
ایرانیان فنلاند
