شیوه های پرورش شخصیت

 

 

برخی از مردم بر این گمان اند که سرنوشت شخص را انتخابهای خودش رقم می زند، گر چه این نگرش در اکثر جنبه ها و روند زندگی انسانها صدق می کند. اما بسیاری از مشکلاتی که مردم در عرصه های مختلف زندگی با آن دست به گریبانند از بینش آنها نسبت به خود و شرایط پیرامون آنها ناشی می شوند. مقوله "خود" را برخی از افراد ساختاری روانی می دانند و بعضی اشخاص آن را زمینه ای از دانش و مبنایی برای عمل تلقی می نمایند. در هر صورت پرورش "خود" برای تکامل روانی خویشتن و جهت اثر گذاری مثبت بر محیط پیرامونی بسیار ضروری است. تحقیقات انجام شده راهکارهائی چند برای پرورش شخصیت پیشنهاد می نماید: نخستین گام یافتن شیوه های پرورش شخصیت خود است و برای نیل به این منظور هیچکس بهتر از خود شخص نمی تواند مسئولیت تعالی و رشد خویش را به عهده گیرد. از این رو ثبات شخصیت یک مزیت اخلاقی است و اختصاص زمان کافی برای پرداختن به خویش و احتراز از دمدمی مزاجی بسیار اهمیت دارد. در ضمن از آنجا که شرایط پیرامونی پیوسته در حال تحول و پیشرفت است، هر شخصی که علاقمند به متحول نمودن خویشتن است باید خود را با کسب مهارت ها و دانش روز با جریان تحولات هماهنگ کند. لازمه این کار مطالعه مستمر، استفاده از دوره های آموزشی تخصصی و دست یازیدن به خود آموزی است. برای کسب آموزش باید به روز آمد کردن دانستنیها و اطلاعات توجه نمود. شخصی که درصدد کسب موفقیت در حرفه خویش است باید پیوسته اطلاعات خود را روز آمد نماید، استفاده از رسانه های تخصصی و ارتباط با مؤسسات اطلاع رسانی می تواند شخص را در دسترسی به آخرین یافته ها، رویدادها و تحولات تکنولوژی و اقتصادی یاری نماید. زیرا در گذشته ماندن، روز آمدن نکردن اطلاعات، به گذشته برگشتن و در حسرت و اندوه گذشته غرق شدن و پشیمان از اینکه چرا در گذشته فلان کار انجام نگرفته است و چرا چنان نشده است، نه تنها انرژی مثبت انسانها را هدر می دهد بلکه آنها را از پیشرفت باز می دارد. از این رو تجربیات گذشته را باید جمع بندی کرد و به آینده اندیشید. لازمه آینده نگری آگاهی داشتن از تحولات و حرکت کردن با جریان پویای زندگی است. جمع بندی تجربه دیگران نیز یکی از راهکارهای کسب موفقیت است. تجربه مدرسه خوبی است اما هزینه کسب تجربه ممکن است بسیار سنگین باشد. گاهی بهای تجربه و توسل به روش آزمون و خطا چنان پر هزینه است که شخص به سختی می تواند پیامدهای آن را جبران کند، اما این واقعیتی انکار ناپذیر است که جمع بندی تجربه های خود ودیگران کسب تجربه با کمترین هزینه محسوب می شود. افزون بر راهکارهائی که مطرح شد، رعایت برخی نکات در رفتارهای شخصی نیز در عین حال که انسان را در رسیدن به هدف یاری می رساند در دراز مدت به عناصر مثبت و پایدار شخصیت انسان تبدیل می گردد. برای نمونه تعهد و پایبندی به قول و قرار در رفتارهای اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وعده هایی که به دیگران می دهیم باید سنجیده و با پشتوانه باشند و پذیرش هر گونه تعهد یا دادن وعده ای که بدون پشتوانه باشد به خلف وعده می انجامد و پیامد آن بی اعتمادی و ایجاد سوء ظن به وعده های بعدی است و در غایت از فرد شخصیتی گزافه گو و بی اعتبار می سازد. یکی دیگر از عوامل موثر در پرورش شخصیت "انسان خوش بین بودن" است.خوش بینی و با نگاه مثبت به دیگران نگریستن، به زندگی، کار و فعالیت دلگرمی می بخشد. امیدوار بودن در همه حال عاملی برای تحرک و پویایی است. باید به خاطر داشت کسی که خود را در آستانه مرگ می یابد و واپسین لحظه های زندگی را از سر می گذراند زیبایی های زندگی برایش بیشتر از سایر جنبه های آن ارزشمند به نظر می رسد و برای اینکه لحظه ای بیشتر زنده بماند آرزو می کند که کاش زمان به عقب بر گردد حتی به قیمت از دست دادن بسیاری از امکانات آن! پس چرا تا زمانی که فرصت باقی است دم را نباید غنیمت شمرد و از آن استفاده نمود. توجه به عنصر زمان نیز در هر برنامه ریزی و تصمیم گیری از اهمیتی خاص برخوردار است. از این رو حداکثر بهره گیری از زمان در پیشبرد برنامه ریزی بسیار تاثیر گذار است، برخی اشخاص به گونه ای زندگی می کنند که در شبانه روز از 24 ساعت زمان بهره می گیرند و افزون بر موفقیت در عرصه فعالیتهای اجتماعی از زندگی آرام و لذت انگیزی بهره منداند. از تجربه این اشخاص باید بهره گرفت و این واقعیت را در نظر داشت که استفاده از دوستان آگاه و خوب به عنوان مشاوران زندگی نیز جایگاه ویژه ای در پرورش شخصیت دارد. سرانجام آنکه در زندگی باید هدفمند بود و بر اساس اهداف روشن زندگی اجتماعی و کاری خود را سازمان داد زیرا هدف چراغی فرار راه آینده است و بدون آن نمی توان به خواست های خود تحقق عینی بخشید.

انواع شخصیت

 شخصیت سازشگر

کلمات : موافقت آميز

بدن : حالت رقت آميز

درون : احساس بي ارزشي

فرد سازشگر همواره سخنانش در جهت جلب توجه ديگران و خودشيريني است و سعي دارد از هر موضوعي که موجب ناخوشايندي ديگران شود ، معذرت خواهي کند و هرگز مخالفتي نشان ندهد .

بطور کلي او « انسان بله » است . به نحوي صحبت مي کند که گويي قادر نيست براي شخص خود کاري انجام دهد و همواره احتياج دارد تا شخص ديگري کارهاي او را تأييد کند .

* شخصيت سرزنشگر :

کلمات : مخالفت آميز

بدن : وضع ملامت کننده دارد

درون : احساس تنهائي و ناموفقي

سرزنشگر ، ايرادگير و خودکامه و ارباب است . مانند بالا دستها رفتار مي کند و به نظر مي رسد که اينطور مي گويد « اگر تو نبودي ، همه کارها درست بود » احساس سفتي عضلات و اندام ها است . فشار خون هم در حال بالا رفتن است . صدا خشن ،‌گرفته و اغلب زير و بلند است .

براي آنکه سرزنشگري تمام عيار باشيد ، بايد هر چه ممکن است با صداي بلندتر و رفتاري ستمگرانه تر رفتار کنيد . هر کس يا هر جزيي را خوار و پست کنيد .

* شخصيت حسابگر :

کلمات : بيش از اندازه معقول

بدن : حساب مي کند

درون : احساس آسيب پذيري

حسابگر بسيار مرتب و معقول است و اصلاً نشان نمي دهد که احساسات دارد . فردي است آرام ، خونسرد ، آسوده خاطر . او را مي توان با ماشين حسابگر يا کتاب لغت مقايسه کرد . بدنش خشک و سرد و از نظر ديگران بريده است .

صدايش خشک و يکنواخت بوده ، کلماتي که به کار مي برد نيز به نظر انتزاعي مي رسد .

زماني که حسابگر هستيد ، از طولاني ترين کلماتي که ممکن باشد ، استفاده مي کنيد حتي اگر معناي آنها را درست ندانيد . بدين طريق لااقل هوشمند جلوه مي کنيد . اما پس از تمام شدن قسمت اول ، ديگر کسي به حرف هاي شما گوش نخواهد کرد .

* شخصيت گيج :

کلمات : نامربوط

بدن : کج و نابجا

درون : هيچ کس به من توجهي ندارد ،‌هيچ جا جايم نيست .

هر عملي که از يک آدم گيج سر مي زند و هر حرفي که از دهانش خارج مي شود ، با آنچه ديگران مي گويند و کاري که مي کنند نامربوط است . هرگز جوابي به جا نمي دهد . احساس دروني او به افراد مات و مبهوت شباهت دارد . صدايش هم مرتب بالا و پائين مي رود . غالباً با کلماتش نمي خواند و ممکن است بي دليل آهسته وبلند شود . زيرا فکر اين فرد در هيچ جا متمرکز نيست .

*‌آدم همتراز

در يک آدم همتراز ، نوعي کمال ، رواني گفتار ، سرحالي و سرگشادگي و در مجموع چيزي وجود دارد در حد کمال ، مي توانيد به چنين فردي اعتماد کنيد و مي دانيد که تکليفتان با او چيست ، ضمن آنکه از حضور او احساس لذت مي کنيد چنين وصفي يک وضعيت کمال و آزادي است .

پاسخ آدم همتراز براي همه چيز واقعي است . اگر به کسي بگويد « از شما خوشم مي آيد » صدايش گرم است ، چشمش با شما است . اگر بگويد « واقعاً از دست شما فوق العاده عصباني هستم » صدايش نيز خشن و صورتش خشمگين و گرفته ، پيام يگانه و مستقيم است .

پاسخ آدم همتراز به صورت کلي است نه جزئي . تمام بدن ، اعضاي حسي ، افکار و احساسات همه واکنش نشان مي دهند و اين وضع مثلاً با پاسخ حسابگرانه در تضاد است که هيچ عضوي جز دهان ، حرکتي که آنهم جزئي است ، نشان نمي دهد

تفسیر رویا در روانشاسی تحلیلی

 

نوع مطلب : ،آشنایی با روانشناسی تحلیلی یونگ ،تفسیرگر رویای خود باشیم ،

 

قبل از هرچیز در تحلیل رویا باید دانست که پیشینه (از قبیل جنس، سن، و تجربیات) و شخصیت خواب بیننده در نحوۀ تفسیر رویا نقش بسیار دارد. تحلیل گر رویا قبل از هرچیز باید بر شخصیت خود شناخت کامل داشته باشد. خطرناک است که تفسیر کننده رویا مسائل خود را در تحلیل فرافکنی کند. دیگر اینکه تفسیر کننده رویا مسائل خود را در تحلیل فرافکنی کند. دیگر اینکه تفسیر کننده رویا باید از پیشداوری پرهیز کند و اذعان داشته باشد که نمی داند. برای خواندن حقایق رویا باید بی طرف بود. تفسیر رویا تنها در صورتی امکان پذیر است و به معنی می رسد که رویا بیننده با این تفسیر موافق باشد.

«رویاها استقلال غریبی از خودآگاه ما دارند و فوق العاده هم باارزش اند زیرا تقلب نمی کنند»(ک.گ.یونگ-تفسیر رویا) بدین سبب که رویاها منشا ناخوادگاهی دارند پس سعی در نشان دادن چیزی را دارند که از دیدگاه ناخودآگاه پنهان مانده است. به عنوان مثال؛ ممکن است در خواب ها کاکرد راهنمایانه و تلاش برای حل مسئله دیده شود و نیز زوایای پنهان و یا تمایلات پنهانی که به طور خودآگاه انکار یا سرکوب می کنیم.

همانطور که در نظریه یونگ آمده ما از دو ناخودآگاه برخورداریم ؛ ناخوداگاه جمعی و ناخودآگاه فردی. خواب های برآمده از ناخودآگاه جمعی بسیار نمادگونه و منشأ اسطوره ای دارند. "کسانی که دارای پرسونای بسیار قوی هستند و با پرسونای خود یکی می شوند در این حالت ناخودآگاه شخصی زیاد می شود. چیزهایی که باید بر آنها آگاه باشیم بر ناخودآگاه جمعی فشار می آورد. ناخودآگاه جمعی اضافه بار پیدا می کند و موجب رشد کیفیاتی در ناخودآگاه جمعی می شود که ملاحظه کار نیستند. یک نوع ترس یک نوع وحشت هست که خاص ناخودآگاه جمعی است" (یونگ)

نباید اجازه داد که مسائل ناخوداگاه شخصی در تاریکی و دور از چشم ما باشد جهل داشتن نسبت به مسائل ناخودآگاه شخصی بسیار بی معنی است. هرکس باید از تمایلات خود و سائق خود و نیز مسئل ارتباطی با دیگران اطلاع داشته باشد. این تصور بسیار غلط است که شخصی  مسائل خود را کاملاً اخلاقی یا هنری یا هر نوع پنداشت دیگری فرض کند. آگاهی از ناخودآگاه شخصی یعنی شناخت خود.

از دیگر نکاتی مهم در تفسبر رویا؛ تفسیر عناصر رویاست. و این سوال پرسیده شود که چرا این اشخاص یا این مکان در خواب به عنوان تصویر انتخاب شده اند.  در دیدن اشخاص باید توجه کرد که آیا باید تعبیر عینی در تفسیر خواب بکار برد یعنی تصویر خواب به عین (نه خود شخص) و به شخصی غیر از او اشاره دارد یا ذهنی است، یعنی منحصراً به ذهن(خود شخص) بر می گردد. در تعبیر ذهنی می توان از نمادها برای تفسیر رویا استفاده کرد.

در دیدن اشخاصی که با آنها سروکار داریم یا نقشی را در زندگی ما ایفا می کنند می توان تعبیر عینی را بکار برد اما در مورد اشخاصی که مدتهاست آنها را ندیده ایم یا چندان تماسی با آنها نداریم می توان تعبیر ذهنی را بکار برد.

آنیما و آنیموس این دو کهن الگوی و سایه بسیار در خواب ظاهر می شوند. باید خرده گیری های ناخوداگاه را بپذیرم چراکه ما را با جنبه هایی از شخصیتمان که به دلایلی از موشکافی آنها خودداری می کنیم آشنا می کند. این جنبه ها را یونگ سایه نامیده. سایه بیانگر صفات و خصوصیات ناشناخته یا کم شناخته ی "من" است. هنگامی که فرد با سایه روبرو می شود اغلب با شرمساری چراکه سایه شامل کاستی ها و معایبی است که ما به وضوح در دیگران مشاهده می کنیم مانند خودپسندی، کاهلی، حسادت، بی تفاوتی،و... ولی درخود مشاهده نمی کنیم.سایه در خواب و اسطوره همواره هم جنس خود خواب بیننده است. سایه رقیب، دوست یا دشمن نیست. سایه تنها زمانی دشمن می شود که یا نادیده گرفته شود و یا بدرستی درک نشود. بسته به شرایط می توان با سایه کنار آمد یا در برابرش ایستاد.

سایه مانند پس زمینه "من" است و ظرف مخالف"من" است. در سایه خصوصیاتی هست که ما ازمشاهده این خصوصیات در دیگران بسیار متنفریم. سایه خلاقیت و هیجان با خود دارد و می تواند هم مثبت و منفی باشد. چنانچه مثبت باشد بهتر است آنها را با زندگی فعال سازش دهیم و سرکوب این خصوصیات زندگی را فاقد انرزژی خلاقانه و شادی می کند.

آنیما در مردان شامل گرایش های روانی زنانه در روح مرد است. همانند احساسات و خلق و خوهای مبهم. مکاشفه های پیامبر گونه، احساسات نسبت به طبیعت، و بالاخره ویژگی های عاطفی و قلبی بسیار خصوصی.

تصویر عنصر مادینه به طور عام در روح هر مردی وجود دارد. این تصویر می تواند توسط اسطوره ها به صورت رویای موهوم عشق یا جادوگری یا اسرار تجسم یابد. جلوه های فردی عنصر مادینه معمولاٌ به وسیله مادر شکل می گیرد. جلوه های فردی عنصر مادینه معمولاً به وسیله مادر شکل می گیرد.اگر مردی حس کند که مادرش تأثیری منفی بر وی گذاشته این عنصر مادینه این عنصر مادینه به صورت خشم، ناتوانی ، تردید بروز می کند. چنانچه مردی به قدر کافی مناسبات عاطفی خود را پرورش ندهد عنصرۀ مادینه او به صورت تخیلات شهوانی و پرداختن به  هرزه نگاری نمود می یابد.

عنصر مادینه روان مرد می تواند به مرد کمک کند تا همسر مناسب خود را بیابد زیرا، به مانند سایه است و "من" ویژگی های آنیما را فرافکنی می کند.

و نیز این امکان را به مرد می دهد تا با ارزش های درونی خود را همساز کند.آنیما در خواب به صورت زنی با خصوصیات معین پدیدار می شود. آنیما در وضعیت مثبت برای مردان زن الهامبخش است و ایده های بزرگ و انگیزهای والا به مرد می دهد و می تواند مکمل سازگاری با ناشناخته ها یا تقریباً شناخته ها گردد.

شخصيت و طرز خوابيدن

شخصيت و طرز خوابيدن


رياست انجمن ارزيابي خواب انگليس، پروفسور "کريس ايدزيکوسکي" در مورد 6 نمونه از رايج ترين حالات خوابيدن تحقيق کرده است و به اين نتيجه رسيده است که هر يک از آنها با يک کاراکتر شخصيتي منحصر به فرد در افراد مرتبط هستند.

طرز خوابيدنتان چه چيزي هاي در مورد شخصيتتان مي گويد.....

حالت جنيني

افرادي که خودشان را خم کرده و مانند دوران جنيني به خواب مي روند افرادي هستند که از بيرون سر سخت اما قلباً انسان هاي ملايمي بوده و داراي روح بسيار لطيفي ميباشند. شايد در نگاه اول از کسي که او را به تازگي ملاقات کرده اند، خجالت بکشند اما ديري نخواهد گذشت که خجالتشان مي ريزد و آرام مي شوند. اين مورد يکي از شايع ترين حالات خوابيدن است. در تحقيقي که انجام شد 41% از 1000 نفري که تحت آزمايش بودند به اين حالت مي خوابيدند. خانم ها دو برابر بيشتر از آقايون به خوابيدن در اين حالت گرايش دارند.

چوب گرد

خوابيدن به پهلو در حاليکه دست ها پايين در کنار پهلو قرار دارد. اين افراد به سرعت با ديگران ارتباط برقرار مي کنند و از روابط اجتماعي بالايي برخوردار هستند. به راحتي به غريبه ها اعتماد مي کنند و دوست دارند هميشه در جمع هاي بزرگ شرک کنند. البته اين امکان هم وجود دارد که اندکي زودتر از سايرن گول بخورند.

آرزومند

افرادي که به پهلو مي خوابند در حاليکه دست هايشان به سمت خارج و جلو است داراي طبع بازي هستند اما در عين حال مي توانند شکاک، غرغرو و عيب جو نيز باشند. در تصميم گيري قدري تعلل به خرج مي دهند اما زمانيکه تصميم به انجام کاري بگيرند، هيچ چيز نمي تواند آنها را وادار به تغيير نظرشان کند.

سرباز

خوابيدن به پشت در حاليکه دست ها به صورت صاف به پهلوها چسبيده باشد. افرادي که به اين حالت مي خوابند معمولاً ساکت و خوددار هستند. تمايل چنداني به هياهو و سر و صدا ندارند و براي خود و سايرين مقررات و معيارهاي متعددي قائل مي شوند.

آزاد و رها

خوابيدن از جلو در حاليکه دست ها اطراف بالشت باشد و سر به يکي از طرفين چرخيده باشد. معمولاً افراد عجول، بي پروا، و کمي گستاخ به اين شيوه مي خوابند. آنها به سرعت عصباني مي شوند، به شدت آسيب پذير هستند و انتقاد و قرار گرفتن در شرايط سخت را دوست نمي دارند.

ستاره دريايي

خوابيدن بر روي پشت در حاليکه دست ها در اطراف بالشت قرار دارد. اين افراد به عنوان بهترين دوست ها براي ديگران به شمار مي آيند چرا که به خوبي به حرف هاي ديگران گوش مي دهند و هر موقع که نياز به کمکشان باشد، حاضر هستند. آنها معمولاً علاقه اي ندارند که مرکز توجه ديگران باشند.

البته گونه هاي مختلف ديگري از خوابيدن نيز وجود دارد که در اين مطالعه بر روي آنها آزمايش نشده است.

پروفسور ايدزيکوسکي تاثير نحوه خوابيدن بر روي سلامتي را نيز مورد مطالعه قرار داده است. او معتقد است که خوابيدن آزاد و رها براي سيستم گوارشي بسيار مناسب است. اين در حالي است که موارد سرباز و ستاره دريايي موجب خور خور کردن شده و خواب خوبي را به همراه ندارند.

او معتقد است زمانيکه شکم آزاد باشد، افراد راحت مي توانند تنفس کنند و اعما و احشا در آرامش کامل قرار مي گيرند؛ اما اگر وزن بدن بر روي شکم قرار بگيرد، آنوقت ميزان اکسيژن دريافتي تحليل رفته و فشار بيشتري به شکم وارد مي شود که اين امر موجب خور خور مي شود. البته ممکن است افرادي که در اين حالات مي خوابند تا صح از خواب بيدار نشوند، اما از ساعات خواب خود بهره کافي نبرده و انرژي زيادي دريافت نمي کنند.

همچنين تحقيقات او گوياي اين مطلب هستند که کمتر اتفاق مي افتد تا افراد حالت هاي خوابيدن خود را تغيير دهند و در اين ميان تنها 5% بودند که اظهار مي داشتند هر شب حالت هاي خوابيدن خود را تغيير مي دهند.

انسان‌هاي خوشبين كمتر بيمار مي‌شوند

انسان‌هاي خوشبين كمتر بيمار مي‌شوند
سومين كنفرانس بين‌المللي جراحي مغز و اعصاب با حضور بيش از 500 متخصص و جراح مغز و اعصاب ايراني و خارجي از كشورهاي آلمان، سوئيس، فنلاند، فرانسه، آمريكا و چين از پنجم تا هفتم ارديبهشت ماه 89 در بيمارستان ميلاد برگزار شد كه در آن بيش از 30سخنراني علمي، ‌كارگاه آموزشي و علمي و نيز جراحي زنده  براي درمان يك مورد تومور مغزي نادر ارائه شد. پروفسور مجيد سميعي كه رياست سومين سمپوزيوم بين‌المللي جراحي مغز و اعصاب ايران را به‌عهده داشت ايجاد‌كننده زير شاخه‌اي از جراحي مغز،  به نام جراحي قاعده مغز است و در زمينه جراحي ميكروسكوپي مغز ابداع‌كننده روش‌هاي تازه و بي‌نظيري بوده است.

وي مدت‌ها رياست مجمع جهاني جراحان مغز و اعصاب جهان را داشته و محل كار او در حال حاضر در هانوفر آلمان و در انستيتوي بين‌المللي دانش نورولوژي يا INI است.

در اين مؤسسه پيچيده‌ترين جراحي‌هاي مغز انجام مي‌شود. ساختمان اين انستيتو از لحاظ معماري،  شاهكار محسوب مي‌شود؛   چرا كه به پيشنهاد دكتر سميعي آرشيتكت‌ها آن را به شكل مغز انسان ساخته‌اند.

انجمن جراحان مغز و اعصاب آمريكا اخيرا جايزه طلاي افتخار خود را به خاطر نقش مهم و كارآمد پروفسور مجيد سميعي در پيشرفت‌هاي رشته جراحي مغز و اعصاب، به اين دانشمند ايراني اعطا كرد.

روزنامه «همشهري» در حاشيه سمپوزيوم بين‌المللي جراحي مغز و اعصاب ايران گفت‌وگويي اختصاصي با اين دانشمند ايراني داشت.

* جناب پروفسور سميعي امواج  موبايل بر سلامت مغز و ايجاد تومور در آنچه تاثيري دارد؟

تا‌كنون هيچ گزارش مستندي در ارتباط با تاثيرامواج  تلفن همراه بر ايجاد يا افزايش تومور ارائه نشده است بنابراين نمي‌توانم در اين ارتباط نظري بدهم‌ چون نظرات علمي بايد بر پايه مستندات و بر گرفته از پژوهش‌ها و تحقيقات علمي باشد.

* براساس برخي آمارهاي ارائه‌شده تعداد عكسبرداري‌ها و سي‌تي‌اسكن‌ها در ايران بيشتر از نرم معمول كشورهاي اروپايي است؛  به‌طوري كه هشدار بعضي متخصصان اين حوزه را به همراه داشته است.آيا به اعتقاد شما اين تصويربرداري‌ها مي‌تواند تاثير سوئي بر انسان داشته باشد وباعث ايجاد تومور ‌ يا بروز بيماري‌ها و مشكلاتي در سر شود؟

ام‌آر‌اي تاثير زيادي ندارد ولي تجويز سي‌تي‌اسكن بايد با احتياط بيشتري از سوي پزشكان صورت گيرد. فرايندهايي نظير سي تي اسكن بيشتر از ديگر روش‌ها موجب نگراني است چرا كه در طول انجام سي تي اسكن ميزان پرتوهاي ايكس بيشتري به بدن بيمار وارد و جذب مي‌شود؛  به‌ويژه اگر سي تي اسكن چندين بار بدون ضرورت تكرار شود.

با  يادآوري ارزش فناوري سي تي اسكن و غيرقابل انكار بودن ضرورت بهره‌گيري ازآن در شناسايي برخي بيماري‌ها و سرطان‌ها، ‌ بايد تاكيد كرد كه انجام هر آزمايش و عملي روي بيمار بايد به لحاظ پزشكي توجيه و دليلي داشته باشد و پزشكان بدون رعايت ملاحظات و احتياط نبايد آن را تجويز كنند.

* آقاي دكتر، ما بسيار شنيده‌ايم كه اميدواري و خوشبيني و داشتن انرژي مثبت، تاثير شگرفي بر انسان مي‌گذارد و مي‌تواند به‌طور معجزه آسايي باعث بهبود بيماري شود. شما كه در اين زمينه اعمال جراحي زيادي را بر مهم‌ترين عضو بدن يعني سر انجام داده‌ايد چه نظري داريد؟

ضمن خوشحالي از طرح اين مسئله، اين پرسشي قابل توجه، كاربردي و مهم است. من نيز به شما مي‌گويم انسان‌هاي خوشبين، اميدوار و باانرژي مثبت يا بيمار نمي‌شوند و يا اگر بيمار شوند و اين بيماري تومور نيز باشد دوره نقاهت‌شان پس از جراحي كوتاه‌تر و امكان زنده‌ماندن و به زندگي عادي برگشتن‌شان بيشتر مي‌شود ولي افرادي كه دائم با خود و ديگران درگير هستند نااميد هستند و با بروز يك بيماري به‌اصطلاح خود را مي‌بازند و مدام مي‌گويند خوب نمي‌شوم يا اين بيماري مرا از پاي در مي‌آورد؛  در حقيقت ناخواسته بدن را در مقابل بيماري تضعيف مي‌كنند و متأسفانه بيشتر مريض مي‌شوند و دوره بيماري‌شان طولاني‌تر است.

* با توجه به اينكه در اعمال جراحي، مغز را ديده‌ايد آيا تفاوتي بين مغز زنان و مردان مشاهده كرده‌ايد؟

نه تنها تفاوتي نيست، حتي سيستم مغزي زنان بهتر است.

* چه توصيه‌اي براي جوانان داريد؟

جوانان هدفشان را بايد از ابتدا مشخص كنند و رشته تحصيلي خود را براساس علاقه و توانايي خود انتخاب كنند. من نيز از 17 يا 18 سالگي همين كار را كردم. علاقه باعث تلاش و در نتيجه پيشرفت و موفقيت در كار و زندگي مي‌شود. رمز موفقيت من تلاش و پشتكار،  حمايت‌هاي بي‌دريغ خانواده است.

هدف من سلامت انسان‌ها و كاستن از دردهاي آنها و يافتن راه‌هايي براي رسيدن به اين هدف بوده است كه تا‌كنون توانسته‌ام به آن دست يابم و در اين زمينه،  يافته‌هاي خود را در اختيار متخصصان خارجي و ايراني قرار داده‌ام

تصاویر زیبا: جشنواره لاله‌هاي بهاري در گچسر

تصاویر زیبا: جشنواره لاله‌هاي بهاري در گچسر




























































بزرگترین درسی که میتوان از تصاویر خطای دید گرفت  

بزرگترین درسی که میتوان از تصاویر خطای دید گرفت
بزرگترین درسی که میتوان از تصاویر خطای دید گرفت
مقاله - مشاوره
نوشته شده توسط زینب   
۲۲ مرداد ۱۳۸۸
به احتمال زیاد شما هم تا كنون عكسهای زیادی در مورد خطای دید، ملاحظه كرده اید.
مثلا این عكس رو ببینید: 
 
یكم :
اكثرا مردم می گویند تا چیزی را با همین دوچشم خود نبینیم باور نمی كنیم. همچنین می گویند شنیدن كی بود مانند دیدن. اما اینجا می خواهیم بگوییم همیشه موقعیتها ، اشیاء و مسائل آنطور هم كه دیده می شود،‌ممكن است نباشند.

دوم:
بدون توجه به مسائل انتزاعی و برداشتها و تفسیرها، همین دیدن ساده اشیاء هم می تواند تحریف شود.


سوم:
اصطلاحی به عنوان اثر هاله ای ، یا تاثیر زمینه در ادراك وجود دارد. به این مفهوم كه معمولا مسائل حاشیه ای و اطراف یك موقعیت روی آن موقعیت تاثیر می گذارد.

تصور كنید قد فردی 170 سانتیمتر است،‌ اگر او را میان بازیكنان بلند قد بسكتبالیست كه قدهایی بالای 190 سانتیمتر دارند،‌قرار دهیم و از شخص سومی بخواهیم در مورد قد این فرد اظهار نظر كند، او ممكن است بگوید قد این فرد كوتاه هست.
اما همین فرد 170 سانتیمتری اگر در جمع افراد كوتاه قد زیر 150 سانتیمتر ممكن است بلند قد به نظر برسد.

از این مسئله حتی در مسائل روانشناختی می توان بهره گرفت.

مثال:
آقایی با لباس تمییز و ست شده درب كافی شاپ را با احترام برای خانمی باز می كند، از پشت یكی از میزها یك صندلی را كمی بیرون می كشد و به آن خانم تعارف می كند، و بعد از گارسون خواهش می كند دو نوشیدنی برای آنها بیاورد. و پس از گرفتن نوشیدنی با لبخند از او تشكر می كند.
لطفا پاسخ بدهید:
1 - این آقا اجتماعی است؟
2 - این آقا تحصیل كرده است؟
3 - این آقا فرد خودساخته ای هست؟
4 - این آقا از هوش بالایی برخوردار است؟
5 - این آقا مهربان است؟
6 - این آقا خونسرد است؟
7 - این آقا مودب است؟
8 - این آقا با اخلاق است؟
و ....

آری شاید، شما هم دچار این تاثیر زمینه در ادراك شده باشید. با این توضیحات مشخص می شود كه این آقا مودبانه برخورد می كند و سایر گزینه ها باید جداگانه بررسی شود.
اما چرا همه ما تمایل داریم كه جواب همه سئوالات بالا را مثبت بدهیم؟
چون اثر یك رفتار یا یك موقعیت در اطراف آن منتشر می شود. مودب بودن این آقا روی سایر برداشتهای ما از این آقا تاثیر می گذارد.

چهارم:
اگر تمركز خود را روی یك بخش یا یك موقعیت متمرك كنیم،‌ روی یك صفت یا یك رفتار دقت كنیم، بیشتر می توانیم آن موقعیت را ارزیابی كنیم. و پس از اتمام ارزیابی،‌سراغ مسئله بعدی می رویم.
در واقع ابتدا اجزاء یك موقعیت را تك به تك مورد بررسی قرار می دهیم و در انتها آنها را در رابطه با هم جمعبندی می كنیم.

مثلا در انتخاب همسر، یه نگاه كلی به فرد نمی كنیم و عاشقش بشویم و مسئله تمام!!!!!!
باید تك تك معیارها را به صورت منفرد بررسی و ارزیابی كنیم. مسئولیت پذیری جدا، انعطاف پذیری جدا، مسائل اجتماعی جدا، مسائل مربوط به اوقات فراغت جدا، مسائل مربوط به نگاه جنسیتی جدا، مسائل مربوط به تقسیم وظایف و تصمیم گیری خانواده جدا، اعتقادات جدا، مسائل اخلاقی جدا، مسائل تحصیلی جدا و ......، بعد هم اینها را یكبار در رابطه با هم نیز ارزیابی می كنیم.

نتیجه گیری:
همانطور كه در این اشكال وقتی به صورت كلی نگاه می كنیم به خاطر تاثیر متقابل اجزاء تصویر، به اشتباه حركتی یا مسئله خاصی را درك می كنیم ، در مسائل واقعی زندگی هم ممكن است چنین اشتباهی را بكنیم.
لذا بهتر است با تمركز به جزئیات هر موقعیت یا به جزئیات رفتار دیگران ، شناخت عمیق تر و تحریف نشده ای را كسب كنیم. و بعد در مرحله بعد این جزئیات را در رابطه با هم ارزیابی كنیم.

به چشمان خود اعتماد كنید، به فكر و هوش خود اعتماد كنید،‌اما آسیب پذیری های آنرا نیز بشناسید و آنچه ممكن است موجب تحریف آن شود را بشناسید.

اگر شما بدانید عینكی با شیشه سبز به چشم زده اید، كه رنگ اشیاء را تحریف كرده و به رنگ سبز نشان می دهد،‌دیگر كاه را با خوش باوری یونجه نمی بینید.

یكی از این تحریف ها،‌تحریف عشق است.

عشق می تواند نگاه ما را به معشوق تحریف كند. احساسهای ناشی از هورمونهای جنسی گاهی تمركز ما را از تك تك خصوصیات معشوق می گرداند و كلیتی متحرك و پویا نشان می دهد. در حالیكه نگاه متمركز و عمیق به خصوصیات منفرد معشوق شاید،‌ موضوع دیگری را پیش روی ما بگذارد
.
مقاله - مشاوره
نوشته شده توسط زینب   
۲۲ مرداد ۱۳۸۸
به احتمال زیاد شما هم تا كنون عكسهای زیادی در مورد خطای دید، ملاحظه كرده اید.
مثلا این عكس رو ببینید: 
 
یكم :
اكثرا مردم می گویند تا چیزی را با همین دوچشم خود نبینیم باور نمی كنیم. همچنین می گویند شنیدن كی بود مانند دیدن. اما اینجا می خواهیم بگوییم همیشه موقعیتها ، اشیاء و مسائل آنطور هم كه دیده می شود،‌ممكن است نباشند.

دوم:
بدون توجه به مسائل انتزاعی و برداشتها و تفسیرها، همین دیدن ساده اشیاء هم می تواند تحریف شود.


سوم:
اصطلاحی به عنوان اثر هاله ای ، یا تاثیر زمینه در ادراك وجود دارد. به این مفهوم كه معمولا مسائل حاشیه ای و اطراف یك موقعیت روی آن موقعیت تاثیر می گذارد.

تصور كنید قد فردی 170 سانتیمتر است،‌ اگر او را میان بازیكنان بلند قد بسكتبالیست كه قدهایی بالای 190 سانتیمتر دارند،‌قرار دهیم و از شخص سومی بخواهیم در مورد قد این فرد اظهار نظر كند، او ممكن است بگوید قد این فرد كوتاه هست.
اما همین فرد 170 سانتیمتری اگر در جمع افراد كوتاه قد زیر 150 سانتیمتر ممكن است بلند قد به نظر برسد.

از این مسئله حتی در مسائل روانشناختی می توان بهره گرفت.

مثال:
آقایی با لباس تمییز و ست شده درب كافی شاپ را با احترام برای خانمی باز می كند، از پشت یكی از میزها یك صندلی را كمی بیرون می كشد و به آن خانم تعارف می كند، و بعد از گارسون خواهش می كند دو نوشیدنی برای آنها بیاورد. و پس از گرفتن نوشیدنی با لبخند از او تشكر می كند.
لطفا پاسخ بدهید:
1 - این آقا اجتماعی است؟
2 - این آقا تحصیل كرده است؟
3 - این آقا فرد خودساخته ای هست؟
4 - این آقا از هوش بالایی برخوردار است؟
5 - این آقا مهربان است؟
6 - این آقا خونسرد است؟
7 - این آقا مودب است؟
8 - این آقا با اخلاق است؟
و ....

آری شاید، شما هم دچار این تاثیر زمینه در ادراك شده باشید. با این توضیحات مشخص می شود كه این آقا مودبانه برخورد می كند و سایر گزینه ها باید جداگانه بررسی شود.
اما چرا همه ما تمایل داریم كه جواب همه سئوالات بالا را مثبت بدهیم؟
چون اثر یك رفتار یا یك موقعیت در اطراف آن منتشر می شود. مودب بودن این آقا روی سایر برداشتهای ما از این آقا تاثیر می گذارد.

چهارم:
اگر تمركز خود را روی یك بخش یا یك موقعیت متمرك كنیم،‌ روی یك صفت یا یك رفتار دقت كنیم، بیشتر می توانیم آن موقعیت را ارزیابی كنیم. و پس از اتمام ارزیابی،‌سراغ مسئله بعدی می رویم.
در واقع ابتدا اجزاء یك موقعیت را تك به تك مورد بررسی قرار می دهیم و در انتها آنها را در رابطه با هم جمعبندی می كنیم.

مثلا در انتخاب همسر، یه نگاه كلی به فرد نمی كنیم و عاشقش بشویم و مسئله تمام!!!!!!
باید تك تك معیارها را به صورت منفرد بررسی و ارزیابی كنیم. مسئولیت پذیری جدا، انعطاف پذیری جدا، مسائل اجتماعی جدا، مسائل مربوط به اوقات فراغت جدا، مسائل مربوط به نگاه جنسیتی جدا، مسائل مربوط به تقسیم وظایف و تصمیم گیری خانواده جدا، اعتقادات جدا، مسائل اخلاقی جدا، مسائل تحصیلی جدا و ......، بعد هم اینها را یكبار در رابطه با هم نیز ارزیابی می كنیم.

نتیجه گیری:
همانطور كه در این اشكال وقتی به صورت كلی نگاه می كنیم به خاطر تاثیر متقابل اجزاء تصویر، به اشتباه حركتی یا مسئله خاصی را درك می كنیم ، در مسائل واقعی زندگی هم ممكن است چنین اشتباهی را بكنیم.
لذا بهتر است با تمركز به جزئیات هر موقعیت یا به جزئیات رفتار دیگران ، شناخت عمیق تر و تحریف نشده ای را كسب كنیم. و بعد در مرحله بعد این جزئیات را در رابطه با هم ارزیابی كنیم.

به چشمان خود اعتماد كنید، به فكر و هوش خود اعتماد كنید،‌اما آسیب پذیری های آنرا نیز بشناسید و آنچه ممكن است موجب تحریف آن شود را بشناسید.

اگر شما بدانید عینكی با شیشه سبز به چشم زده اید، كه رنگ اشیاء را تحریف كرده و به رنگ سبز نشان می دهد،‌دیگر كاه را با خوش باوری یونجه نمی بینید.

یكی از این تحریف ها،‌تحریف عشق است.

عشق می تواند نگاه ما را به معشوق تحریف كند. احساسهای ناشی از هورمونهای جنسی گاهی تمركز ما را از تك تك خصوصیات معشوق می گرداند و كلیتی متحرك و پویا نشان می دهد. در حالیكه نگاه متمركز و عمیق به خصوصیات منفرد معشوق شاید،‌ موضوع دیگری را پیش روی ما بگذارد
.

تاریخچه روانشناسی‎

[ویرایش] تاریخچه

نوشتار اصلی: تاریخچه روانشناسی‎

روانشناسي از تمام نظام‎هاي علمي موجود قدمت بيشتري دارد. مي‎توان ريشه‎هاي آن را تا قرن چهارم و پنجم قبل از ميلاد با دانشمنداني چون افلاطون وارسطو دنبال نمود. ولي به قول هرمن ابينگهوس ، قرن 19، ”روانشناسي پيشينه‎اي دراز اما تاريخچه‎اي كوتاه دارد (شولتز و شولتز، 1372، ص 18).

یک فیلسوف تحصیل کرده آلمانی بنام رادولف گوسلنیوس ابداع کننده اصطلاح "روانشناسی" است (۱۹۵۰). معنی ریشه کلمه روانشناسی از کلمه (روان) بمعنای "روان در زبان یونانی است. تا حدود اواخر قرن نوزدهم، روانشناسی بعنوان شاخه‌ای از علم فلسفه شناخته می‌شد. و همچنین بعنوان یک کیش در برخی فرهنگ‌ها در نظر گرفته می‌شد که شامل تهاجم افکار و نابودی یگانگی درونی می‌گردید. در سال ۱۸۷۹ شخصی بنام ویلهلم وندت (که به پدر روانشناسی نیز معروف است) اقدام به تاسیس یک آزمایشگاه در دانشگاه شهر لایپزیک آلمان نمود که تمرکز اصلی آن بروی مطالعات روانشناسی قرار داشت. در سال ۱۸۹۰ ویلیام جیمز درکتاب خود با نام "اصول روانشناسی به بسیاری از پرسشهای مطرح شده در باب بنیاد‌های روانشناسی که تا سالها بعد توسط روانشناسان مطرح گردیده بودند، پاسخ داد. از دیگر افراد مطرح در این رشته هرمن ابینگواس (پیشتاز تحقیقات حافظه)، دانشمند روسی با نام ایوان پاولف (شخصی که مبتکر فرآیند یادگیری شرطی شدن کلاسیک است) می‌باشند. در همین حال، شخصی بنام زیگموند فروید که تحصیل کرده رشته اعصاب شناسی بوده و آموزش رسمی در خصوص روانشناسی ندیده بود، روش روان درمانی را ابداع و مورد استفاده قرار داد که بنام تجزیه و تحلیل روحی شناخته می‌شود. شناخت فروید از ذهن بطور گسترده بر پایه روش‌های تفسیری و درون گرائی است. ولی تمرکز خاص آن بروی حل مشکلات روان پریشی و آسیب شناسی روانی قرار دارد. تئوری‌های فروید بسیار مشهور گردیدند دلیل این معروفیت احتمالا بخاطر در گیر بودن آن با موضوعاتی از قبیل جنسیت و سرکوب بعنوان جوانب عمومی توسعه روانشناسی می‌باشد. در آن زمان، این مسائل بصورت عمده بعنوان موضوعات ممنوعه در نظر گرفته می‌شدند. و فروید مبدلی فراهم آورد که بتوان راجع به این مسائل بطور باز در مجامع مبادی آداب بحث و گفتگو نمود. اگرچه در روانشناسی امروزی، تئوری‌های فروید اساسا مورد توجه نیستند ولی کاربرد خاص او در تبدیل روانشناسی به موضوعی کلینیکی بسیار تاثیر گذار بود.


بعنوان بخشی از عکس العمل نسبت به طبیعت فردی و درون نگر روانشناسی و وابستگی انحصاری آن به جمع آوری مجدد تجارب مبهم و دوردست کودکی، مکتب رفتار گرائی بمنزله روش راهنمائی تئوری روانشناسی معروف گردید. روانشناسانی از قبیل جان بی. واتسون، ادوارد تورندیک و بی. اف. اسکینر بعنوان پیشتازان این مکتب بودند. رفتار گرایان اعتقاد داشتند که روانشناسی باید تبدیل به علم رفتار شناسی گردد و نه ذهن. آنها این نظر را که وضعیت‌های درون ذهنی مانند اعتقادات، تمایلات یا اهداف را می‌توان بصورت علمی مورد تحقیق قرار داد را رد نمودند. در سال (۱۹۱۳) واتسون در نوشتاری با نام "روانشناسی از دیدگاه رفتار گرا" اظهار داشت که روانشناسی " رشته‌ای کاملا تجربی از علوم طبیعی است،""اشکال درون گرائی از اجزای لازم این روش‌ها محسوب نمی‌گردند" و اینکه "رفتار گرایان مرزی بین انسان و حیوان صفتی قائل نیستند."


رفتار گرائی در تمامی سال‌های اولیه قرن بیستم بعنوان مدل غالب روانشناسی مطرح بود. دلیل عمده این سرآمد بودن خلق و کاربرد موفق (نه حداقل از آنچه بنام تبلیغ) تئوری‌های شرطی شدن بعنوان مدل‌های علمی رفتار انسان بود.


بهرحال، کم کم مشخص شد که علیرغم آنکه رفتار گرائی اکتشافات مهمی صورت داده بود ولی بعنوان یک تئوری راهنمای رفتار انسان نا کارآمد به‌نظر می‌رسید. بازبینی کتاب"رفتار کلامی اثر اسکینر توسط نوام چامسکی (با هدف توضیح فرآیند اکتساب زبان در یک چهار چوب رفتار گرائی) بعنوان یکی از عوامل اصلی ختم کننده دوران رفتار گرائی بحساب می‌آید. چامسکی اثبات نمود که زبان را نمی‌توان بصورت انحصاری از طریق شرطی شدن آموخت. زیرا مردم قادرند جملاتی بی همتا در ساختار و معنا را بیان کنند که بتنهائی از طریق تجارب روزمره زندگی قابل تولید نیستند. این مباحث موید آنست که فرآیند‌های درونی ذهن که رفتار گرایان آن‌ها را تحت عنوان توهم رد می‌کردند، واقعا وجود دارند. به همین شکل، کار آلبرت باندورا نشان داد که کودکان قادرند یادگیری از طریق مشاهدات اجتماعی را بدون تغییر در رفتار علنی بیاموزند و بنابر این بیشتر بروی بازنمائی‌های درونی حساب باز نمایند.


روانشناسی بشر دوستانه در سال ۱۹۵۰ بوجود آمد و بعنوان عکس العملی نسبت به مثبت گرایان و تحقیقات علمی ذهن بکار خود ادامه داد. تاکید این روانشناسی بر نظریه پدیدار شناختی تجارب انسانی بوده و در جستجوی فهم ابناء بشر و رفتار آنها از طریق انجام تحقیقات کیفی بر آمد. ریشه‌های تفکرات بشر دوستانه در اگزستانسیالیست‌ها و فلسفه پدیدار شناختی بوده و بسیاری از روانشناسان بشری روش علمی را کاملا رد نموده و اعتقاد داشتند که سعی در تبدیل تجارب انسان به واحد‌های اندازه گیری باعث تخلیه کلیه معانی و ارتباطات او بعنوان موجودی زنده خواهد گشت.


برخی دیگر از تئوریسین‌های این مکتب فکری عبارتند از آبراهام مازلو مبتکر سلسله نیاز‌های انسانی، کارل راجرز مبتکر درمان مشتری مداری و فیتز پرلز مبتکر و بسط دهنده درمان گشتالت.


ظهور تکنولوژی کامپیوتر نیز به پیشرفت استعاره عملکرد ذهنی به پردازش اطلاعات کمک نمود. این تکنولوژی بهمراه تحقیقات علمی در زمینه مطالعه ذهن و همچنین اعتقاد به وضعیت داخلی ذهن به پیدایش شناخت گرائی بعنوان مدل برجسته ذهن کمک نمود.


ارتباطات بین مغز و عملکرد سیستم عصبی نیز متداول گردید. دلیل این رایج شدن قسمتی به آزمایشات افرادی مانند چارلز شرینگتون و دونالد هب و قسمتی به مطالعات دانشمندان در خصوص جراحت مغزی (همچنین بخش روانشناسی اعصاب شناختگرا را ببینید) برمی گشت. با توسعه تکنولوژی‌های اندازه گیری عملکرد مغز، روانشناسی اعصاب و علوم مربوط به اعصاب بخش‌های فعال در روانشناسی امروزی گردیدند.


با درگیری علوم دیگر (از جمله فلسفه، علوم کامپیوتر و علوم مربوط به اعصاب ) جهت شناخت و فهم ذهن،

چتری از علوم شناخت گرا بعنوان ابزار تمرکز تلاش‌ها در مسیری سازنده تشکیل گردید.


بهرحال، بسیاری از روانشناسان از آنچه بعنوان مدل‌های "مکانیکی" ذهن انسان و طبیعت او مطرح بود، دلخوشی نداشتند. حلقه کامل افراد این دست، می‌توان به روانشناسی تبدیل شخصیت و روانشناسی تحلیلی کارل جانگ اشاره نمود که در طلب برگشت روانشناسی به ریشه‌های روحانی خود بودند. دیگران مانند سرگئی موسکویکی و گرهارد داوین اعتقاد داشتند که رفتار و فکر در ذات خود الزاما با هم تعامل داشته و در جستجوی قالب گذاری روانشناسی در قالب وسیعتر مطالعات علوم اجتماعی بودند که این علوم نیز در ارتباط مستقیم با مفهوم اجتماعی تجربه و رفتار هستند.

روشهاي کنترل خواب و رويا: روياي دلخواه خود را ببينيد

 

ياد گرفتن اينکه چطور روياهايمان را کنترل کنيم، بخش بسيار مهمي از روياي شفاف است. تشخيص اينکه دقيقاً چه زماني خواب مي بينيم کافي نيست بايد با قوانين دنياي خواب و رويا آشنا شويم.

شما مي توانيد بااستفاده از تکنيک هاي خاص يادبگيريد که چطور در واقعيت مجازي دنياي خواب هر کاري را انجام دهيد. پس بدون معطلي بيشتر، اجازه بدهيد نگاهي به بعضي از متداولترين موضوعات خوب بپردازيم.

روياي پرواز

اکثر افراد وقتي ياد مي گيرند که روياي شفاف داشته باشند، به سراغ روياي پرواز مي روند. اين يک آرزوي متداول است و مطمئنم که همه آنها که اصول روياي شفاف را ياد گرفته اند، يکبار هم که شده اين رويا را ديده اند.

اما، کنترل خواب پرواز هميشه هم آسان نيست. پرواز کردن در زندگي عادي امري عادي نيست به همين خاطر وقتي سعي مي کنيد خواب پرواز ببينيد، ذهن خودآگاه شما در باور آن کمي مشکل خواهد داشت.

ممکن است متوجه شويد که خيلي بالا رفته ايد يا خودتان را متقاعد کنيد که حتماً پايين مي افتيد. اين مشکل فيزيکي نيست، مشکلي ذهني است.

به فيلم ماتريکس فکر کنيد، وقتي که مورفوس از نئو مي پرسد که چطور در جنگ واقعيت مجازي او را مي زند. آيا به خاطر اين بود که در دنياي شبيه سازي شده، قوي تر، سريع تر يا شايسته تر بود؟ خير. به خاطر اين بود که واقعاً باور داشت که بهتر است. در روياي شفاف هم وضع به همين صورت است.



براي پروراندن اين باور و ديدن يک روياي پرواز عالي، بايد کم کم از پريدن هاي کوتاهتر شروع کنيد و بعد تدريجاً به خودتان اجازه دهيد که بالاتر برويد. بايد هميشه يادتان باشد که اين يک روياست و هيچ آسيبي نخواهيد ديد. با تمرين خيلي زود مي توانيد مثل سوپرمن بالاتر از ابرها و روي شهر پرواز کنيد.

اگر مي خواهيد مي توانيد از کمک پرواز هم استفاده کنيد. اين کمک مي تواند هر چيزي مثل بال هاي خيلي بزرگ يا يک جت يکنفره باشد، يا حتي نشستن روي يک اژدهاي بالدار.

تغيير صحنه در رويا

ايجاد تغيير صحنه در خواب در جلوي چشمانتان کار دشواري است. دليل اصلي آن اين است که خودتان انتظار آن تغيير را نداريد.

البته، وقتي صحبت از ياد گرفتن کنترل روياها به ميان مي آيد، هميشه راهي وجود دارد. تحقيقات مربوط به خواب هاي شفاف راه هاي مختلفي را براي تغيير صحنه در خواب هاي آگاهانه کشف کرده است.

من يکبار مي خواستم در خواب چيزي بخورم اما در وسط يک مزرعه بودم. به خاطر همين يک کمي جادو و جنبل در خوابم راه انداختم. تجسم کردم که يک رستوران پشت سرم است و وقتي يک ثانيه بعد سرم را برگرداندن، آن رستوران همانجا بود. بعد داخل شدم و يک غذاي خيلي خوشمزه سفارش دادم.

گاهي اوقات  يک در جادويي پيدا مي کنم و پشت آن مي ايستم. مقصدم را پشت در تجسم مي کنم. اينکار را مي توانيد با آينه هم انجام دهيد. آينه ها هم معمولاً  به مکان هاي ديگري راه دارند و راهي براي تغيير واقعيت به حساب مي آيند.

مهمترين چيز اين است که واقعاً باور داشته باشيد که صحنه مي تواند عوض شود. درغيراينصورت با ذهن خودآگاهتان وارد جنگ منطقي خواهيد شد. عادت کنيد که هر از گاهي به خودتان بگوييد که "اين يک رويا است" و خيلي زود ياد مي گيريد که هر چيزي در رويا ممکن است.

سفر در زمان

اين يک راه خيلي ساده براي يادگرفتن کنترل روياست. تا بالاتر از ابرها پرواز کنيد تا جاييکه که ديگر زمين ديده نشود. زمان و مکاني را که مي خواهيد به آن برويد تجسم کنيد و بعد دوباره به سمت زمين پايين برويد.

يا وارد ماشين زمان شويد، همه دکمه ها را فشار دهيد و همه اهرم ها را بچرخانيد و خودتان را متقاعد کنيد که داريد در زمان سفر مي کنيد و بعد دوباره از ماشين زمين بيرون برويد.

هر دو اين روشها را مي توانيد براي تغيير صحنه و رفتن به يک مکان ديگر هم استفاده کنيد.

پيدا کردن اشياء رويايي

تحقيقات مربوط به خواب و رويا راه هاي بسيار زيادي را براي پيدا کردن اشياء جديد در رويا پيدا کرده اند. کليد کار تجسم است. اشياء نمي توانند جلوي چشمتان شکل بگيرند اما مي توانيد به دور و اطراف نگاه کنيد و اشيائي پيدا کنيد که قبلاً آنجا نبوده اند.

مي توانيد اشيائي را در جيبتان، پشت سرتان، زير يک تکه سنگ، در کشو کمد، پشت درخت، در يک جعبه و ... پيدا کنيد.

بايد راهي را پيدا کنيد که بيشتر به دردتان بخورد.

حرف زدن با ذهن ناخودآگاه

وقتي بدانيد که چطور مي توانيد يک روياي شفاف ببينيد، به ذهن ناخودآگاهتان هم دسترسي آسانتري خواهيد داشت. مي توانيد مستقيماً با آن ارتباط برقرار کنيد و بينش عميق تري نسبت به خود و درک خود از دنيا پيدا کنيد.

وقتي اينگونه خواب ديدن را ياد گرفتيد، ساده ترين راه براي ارتباط برقرار کردن با ذهن ناخودآگاهتان اين است که به آن جسميت دهيد. يک شخصيت رويايي بسازيد (انسان يا حيوان) که از حرف زدن با او لذت مي بريد و بعد از او سوالات واضح و آشکار بپرسيد. از خيلي پاسخهايي که خواهيد شنيد مطمئناً متعجب خواهيد شد.

"خواب ديدن به همه ما اين امکان را مي دهد که با آرامش و اطمينان هر شب از زندگيمان ديوانگي را تجربه کنيم." –ويليام ديمنت



تحقيقات مربوط به روياهاي شفاف

همانطور که مي بينيد يادگرفتن کنترل روياها درست مثل حرف زدن به زبان ذهن ناخودآگاهتان است که البته هميشه ترجمه دقيقي براي آن وجود ندارد.

خيلي از کارهاي فوق العاده و غيرممکن در رويا قابل قبول اند درحاليکه خيلي کارهاي منطقي ممکن است از شما فرار کنند. اين هدف شماست که قوانين آن را کشف کنيد و راه هاي جديد براي کنترل روياهايتان پيدا کنيد.



مردمان